معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
همين مطلب را يادآورى كرد كه تمام معبودهاى ديگر باطلند و در نزد باطل چيزى جز گمراهى، يافت نمىشود. «١» حق، تنها راهِ بسوى هدايت است و خدايان باطل نمىتوانند، بسوى هدايت راهنما باشند.
معناى هدايت هدايت در بيشتر اوقات بهمعناى راه نشان دادن است؛ مثلًا مىفرمايد «انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ ...»، «٢» (ما راه سعادت را به او نمايانديم) ولى در اين آيه هدايت به معناى راه بردن و به مقصود رساندن است؛ چون «هادى بهسوى حق» در مقابل «مَنْ لا يَهِدّى الَّا انْ يُهْدى» قرار گرفته است و چون «يَهِدّى» در اصل «يَهْتَدى» بوده بنابراين «مَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ» مقابل است با «كسى كه بسوى حق هدايت نمىشود مگر اين كه هدايتش كنند»؛ بنابراين كسى كه براى يافتن راه حق، احتياج به راهنما دارد، «هادى الَى الْحَقِّ» نيست، پس معلوم مىشود منظور از هادى در اينجا راه نشان دادن نيست چون هر كسى، چه خود به حق رسيده و چه نرسيده باشد، مىتواند حق را نشان دهد. بنابراين منظور از «يَهْدى» در اين آيه راه بردن و به مقصد رساندن است. «٣» امام معارف قرآن (ج٣) كد ٤/٢١٤ ٦١ تلاش براى كسب روزى ص : ٦٠ حق كسى مىتواند بهسوى حق، هدايت كند كه خودش به مقصد رسيده و ره يافته باشد و احتياج به هدايتكننده نداشته باشد و او نيست مگر خدا و يا كسانى كه خداى تعالى آنان را بدون واسطه هدايت كرده است و آنها بهوسيله خدا رهيافته باشند و از جانب خدا براى هدايت عالميان، مأمور شده باشند.
اين آيه شريفه از آياتى است كه لزوم پيروى از امام معصوم را ثابت مىكند، زيرا انسان به حكم عقل، مىتواند از دو امام پيروى كند كه يكى رهيافته و هادى و بىنياز از غير است و ديگرى خود براى هدايت يافتن، نيازمند به غير است. دراين صورت بايد اوّلى را انتخاب