معارف قرآن (ج3)

معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤

اصل هم‌زبانى در دعوت انبيا «وَ ما ارْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ الّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدى مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» «١» هيچ پيامبرى را جز به زبان مردمش نفرستاديم تا بتواند پيام خدا را برايشان بيان كند. پس خدا هر كه را بخواهد گمراه مى‌كند و هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند و او مقتدر و حكيم است.
در اين آيه شريفه مى‌فرمايد: «هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قومش» دراينكه منظور از «قوم» در اين آيه چيست؟ دو نظر وجود دارد:
الف- منظور قومى است كه براى هدايت آنها برانگيخته شده است.
ب- منظور قومى است كه در بين آنها به دنيا آمده و رشد و نمو نموده و به زبان آنها سخن مى‌گويد.
البته هر دو نظريه بالا در اين مطلب مشتركند كه پيامبر بايد، همزبان قومى باشد كه براى هدايت آنها مبعوث شده است و اما غالب پيامبران براى هدايت همان قومى فرستاده شده‌اند كه در بين آنها متولد شده و رشد و نمو نموده‌اند و بعضى از پيامبران هم كه براى هدايت اقوام ديگر برانگيخته شده‌اند، قبل از بعثت با آن قوم رابطه داشتنه و زبان آنها را ياد گرفته و همچون فردى از آن قوم شده‌اند. پس صحيحتر اين است كه منظور از قوم را همان افرادى بدانيم كه پيامبر براى هدايت آنها مبعوث شده است. «٢» و اما چرا بايد هرپيامبر به زبان قوم‌خود آشنايى‌داشته باشد و به آن زبان سخن‌بگويد؟
پيامبر براى هدايت آن قوم فرستاده شده و وظيفه‌اش ابلاغ و تبيين پيام الهى است و چنانچه با زبان آن مردم آشنا نباشد، نمى‌تواند اين وظيفه را به خوبى انجام دهد و رسالت نيز ادا نخواهد شد. مترجم هر قدر هم كه متبحّر باشد، اما باز هم نمى‌تواند پيام را بطور كامل برساند. پس همچنانكه پيامبر بايد مثل ديگر افراد باشد بايد به زبان همان مردمى كه براى هدايتشان مبعوث شده است نيز سخن بگويد.