معارف قرآن (ج3)

معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨

حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ انْ ارَدْنا الَّا الْحُسْنى‌ وَاللَّهُ يَشْهَدُ انَّهُمْ لَكاذِبُونَ لا تَقُمْ فيهِ ابَداً لَمَسْجِدٌ اسِّسَ عَلَى التَّقْوى‌ مِنْ اوَّلِ يَوْمٍ احَقُّ انْ تَقُومَ فيهِ، فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ انْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ افَمَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى‌ تَقْوى‌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ امْ مَنْ اسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى‌ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فى‌ نارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» (توبه، آيات ١٠٧- ١٠٩)
و كسانى كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمانان) و (تقويت) كفر و تفرقه ميان مؤمنان و كمينگاه براى كسى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود، آنها سوگند ياد مى‌كنند كه نظرى جز نيكى (و خدمت) نداشته‌ايم، امّا خداوند گواهى مى‌دهد كه آنها، دروغگو هستند. هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست. آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده، شايسته‌تر است كه در آن (به عبادت) بايستى. در آن مردانى هستند كه دوست مى‌دارند، پاكيزه باشند و خداوند، پاكيزگان را دوست دارد. آيا كسى كه شالوده بنيانش را بر تقواى خدا و خشنودى او بنا كرده بهتر است يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مى‌ريزد؟ و خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى‌كند. «١» شأن نزول‌ در زمان جاهليت، مردى به‌نام «ابوعامر» كه از عابدان و زاهدان مسيحى بود نفوذ زيادى در قبيله خزرج داشت و حتى خود، روزى از بشارت‌دهندگان ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله بود. با پيروزى مسلمانان در جنگ بدر و پراكنده شدن مريدان، او به مبارزه با اسلام برخاست و بدين جهت به مكّه رفت و در طرح و نقشه جنگ احد با كفّار همكارى نمود.
وى همچنين پس از پيروزى و گسترش روزافزون اسلام، به‌منظور فراهم ساختن لشكرى براى مبارزه با مسلمانان به روم رفت و از «هرقل» درخواست كمك نموده، جواب مساعد گرفت و ضمن نامه‌اى به منافقان نوشت كه با لشكرى از روم به كمك آنها خواهد آمد و از آنها خواست كه مركزى به‌عنوان كانون فعاليتهاى آينده او در مدينه بنا كنند.
منافقان بهتر اين ديدند كه اين كانون را زير نقاب مسجد تشكيل دهند؛ از اين رو گروهى‌