معارف قرآن (ج3)

معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤

كه همه اسباب بر ذلّت و خواريش اجتماع كرد و او را در مهلكه‌ها انداخت، و آن مهلكه‌ها را سبب رشد و بالندگى او قرار داد.
برادرانش بر او حسد بردند و او را در چاه دور افتاده‌اى افكندند، سپس به پول ناچيزى فروخته شد و خريداران او را به مصر بردند و در آنجا به خانه سلطنت و عزت راه يافت. آن كس كه در آن خانه ملكه بود با وى بناى مراوده گذاشت و او را نزد عزيز مصر متهم ساخت و چيزى نگذشت كه خودش نزد زنان اعيان و اشراف مصر، اقرار به پاكى و برائت وى كرد. امّا پس از مدتى دوباره اتهام خود را دنبال نموده او را به زندان انداخت و همين امر و حوادث بعدى آن سبب شد كه يوسف مقرب درگاه عزيز مصر گردد؛ و به همين قياس تمامى حوادث تلخ وسيله ترقى او گشته، به نفع او تمام شد و همواره خدا او را از حالى به حالى تحول مى‌داد تا آنجا كه او را ملك و حكمت ارزانى داشته نعمت خود را بر او تمام نمود.
خداوند داستان آن جناب را از خوابى كه در كودكى در دامن پدر ديده بود آغاز نمود، رؤياى او از بشارتهاى غيبى بود كه بعدها عينيّت يافت و با تربيت الهى كه مخصوص يوسف بود او را كامل گردانيد. «١» قرآن كه همه چيزش الگو و اسوه است، در لابه‌لاى اين داستان، عاليترين درسهاى عفت، خويشتن‌دارى، تقوا، ايمان و تسلط بر نفس را منعكس ساخته، آن چنان كه هر انسانى هنگام خواندنش تحت تأثير جذبه‌هاى نيرومندش قرار مى‌گيرد. اين داستان چنان كه مى‌دانيم درپاره‌اى از موارد به مسائل بسيار باريك عشقى منتهى مى‌گردد و قرآن بى آن كه آنها را درز بگيرد، و از كنار آن بگذرد تمام اين صحنه‌ها را باريزه‌كاريهايش طورى بيان مى‌كند كه كمترين احساس منفى و نامطلوب در شنونده ايجاد نمى‌گردد، در متن تمام قضايا وارد مى‌شود امّا در همه جا اشعه نيرومندى از تقوا و پاكى، بحثها را احاطه كرده است.