معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
الف- استقامت و پايمردى در ديندارى و اجراى احكام خدا كه از امر «فَاسْتَقِمْ» استفاده مىشود.
ب- داشتن انگيزه الهى در استقامت، يعنى از سر اخلاص و براى جلب رضاى خدا بايد ثابت قدم بود و حق را آن چنان كه بايد ادا كرد. اين مطلب از عبارت «كَما امِرْتَ» استفاده مىشود. مىفرمايد آن چنان كه قبل از اين مأمور شدهاى استقامت و پايدارى ورز.
آيهاى كه قبل از اين در مورد استقامت نازل شده عبارت است از:
«وَ انْ اقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً وَ لاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ» «١» مخلصانه روى به سوى دين توحيد كن و از مشركان مباش.
ج- پيروان را به استقامت واداشتن، زيرا علاوه بر اين كه پيامبر را به استقامت امر كرده، فرموده: «وَ مَنْ تابَ مَعَكَ» و مؤمنان را نيز به استقامت وادار.
امروز نيز وظيفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامى، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پيروزى بر خيل دشمنانى كه از هر سو ما را احاطه كردهاند، ممكن نيست.
تكليف سنگين لحن شديد آيه بر كسى پوشيده نيست و پيداست كه هيچ اثرى از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آيات قبل از اين نيز، داستان تكان دهنده امّتهايى آمده بود كه به كيفر اعمالشان مؤاخذه شدند. نام بردن از خصوص پيامبر هم در عين اين كه تجليل از اوست، ولى تشديد خطاب در حق وى نيز مىباشد و گويا پيامبر با توجه به همين لحن و خطاب شديد فرموده است: سوره هود مرا پير كرد. «٢» نقل كردهاند وقتى اين آيه نازل شد پيامبر فرمود: «شَمِّرُوا شَمِّرُوا، يعنى آستينها را بالا زنيد و مهياى استقامت شويد.» «٣»