معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
پيروى از راهيافته «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكاءِكُمْ مَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ قُلِاللَّهُ يَهْدى لِلْحَقِّ افَمَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لا يَهِدّى الَّا انْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» (يونس، آيه ٣٥)
بگو آيا از شركاى شما (شريكانى كه براى خدا قرار دادهايد) كسى هست كه بسوى حق هدايت كند؟ بگو: تنها خداست كه بسوى حق هدايت مىكند. (آيا با اين وجود) كسى كه بسوى حق هدايت مىكند سزاوار است كه پيروى شود يا كسىكه بدون هدايت شدن راه به جايى نمىبرد؟ شما را چه مىشود؟ چگونه حكم مىكنيد! در آيات قبل و آيه مورد بحث به پيامبر دستور مىدهد كه از مشركان و انكاركنندگان ربوبيّت حق تعالى، سؤال كند و آنها را در برابر ارتكاز عقلى خود قرار دهد و اعتراف بگيرد تا دريابند كه همه معبودهايى كه تراشيدهاند و به عبادتشان پرداختهاند، باطلند و تنها خدا شايسته پرستش است.
هدايت طلبى بشر به حكم فطرت و طبيعت خود، كمالطلب و حقجوست. هيچيك از افراد بشر از اين حكم عمومى مستثنا نيستند؛ حتى كسانى كه از طريق حق، منحرف شدهاند در آن لحظه فكر مىكنند كه حق همين است و به همين جهت وقتى آتش شهوت و هوا و هوسشان فرونشست، در مقام عذرخواهى برآمده، مىگويند: اشتباه كرديم. از طرف ديگر همين فطرت حكم مىكند كه اگر كسى او را بسوى حق، راهنمايى كرد، بايد از او پيروى نمود. خداوند، مشركان و منكران را به فطرت خود توجه داده، مىپرسد: آيا خدايان شما مىتوانند شما را بسوى حق، هدايت كنند؟ چگونه ممكن است خدايان بىجان، همچون سنگ و چوب و يا خدايان جاندار همچون نمرود و فرعون هدايتگر شما بهسوى حق باشند، در حالى كه در جهان خلقت هيچ كارهاند و به جز اراده خدا قدرتى ندارند و حتّى مالك ضرر و نفع خود نيستند آنان خدايان باطلند و باطل نمىتواند بسوى حق هدايت كند، هدايت از حق است و حق تنها خداست. در آيه شريفه قبل نيز