معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
لزوم فراگيرى معارف دينى «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِىالدّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعُوا الَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» (توبه، آيه ١٢٢)
شايسته نيست مؤمنان همگى (بهسوى ميدان جهاد) كوچ كنند؛ چرا از هر گروهى، يك عده (به سوى مدينه) كوچ نمىكنند تا در دين فهم و بصيرت يابند و به هنگام بازگشت، قوم خويش را (با بيان احكام و معارف دين) بيم دهند، شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند. «١» انسان براى رسيدن به كمال، نياز به عمل آگاهانه دارد و انسان جاهل به كمال نمىرسد. پس بر همگان بويژه كسى كه مىخواهد عنوان مبلّغ دين را داشته باشد، لازم است به جهاد با جهل برخاسته، معارف دين را فراگيرد. چنانچه چنين توفيقى پيدا كرد، مهمترين شرطى را كه يك مبلّغ دينى بايد داشته باشد، به دست آورده است زيرا كه هم خود به سوى كمال، راه يافته است و هم مىتواند ديگران را بسوى آن راهنمايى كند.
پس لازم است عدهاى از مردم، دامن همّت به كمر زده، معارف دين را فرا گيرند و در مرحله بعد، قشرهاى مختلف جامعه را با آن آشنا نمايند تا عملى برخلاف دستورهاى الهى انجام نگيرد و معارف دين، معيار تشخيص حق و باطل و نيك و بد باشد نه سليقه و ميل افراد. البته نه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و نه امروز، براى همه افراد مقدور نبوده و نيست كه از شهر و ديار خود كوچ كنند و به حضور رهبران دينى بشتابند و احكام و معارف دين را از آنها كسب كنند پس بايد از هر منطقهاى، تعدادى بهسوى مراكز علمى كوچ كنند و در مسائل دين، فهم و بصيرت يابند و بعد از فراگيرى علوم دينى برگردند و وظيفه انذار را انجام دهند.
منظور از تفقّه چيست؟
در اصطلاح امروز، فقه، علم به احكام فرعى است و فقيه يعنى عالم به احكام تكليفى