معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
خداوند، همان كسى است كه آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان، آبى نازل كرد و با آن از ثمرات براى شما روزى بيرون آورد و كشتى را براى شما مسخّر گردانيد تا در دريا به فرمان او حركت كند و نهرها را و خورشيد و ماه را كه با برنامه منظمى دركارند، و شب و روز را براى شما مسخّر ساخت و از هر چيزى كه از او تقاضا كرديد، به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد هرگز آنها را شمارش نخواهيد كرد، براستى انسان، ستمگر و كفران كننده است.
در اين آيات به برخى از نشانههاى خداوند و نعمتهاى ارزشمند وى اشاره شده است:
الف- آسمان و زمين كه به منزله سقف محكم خانه و فرش آن است.
ب- باران و آب گوارا.
ج- روياندن مواد خوراكى و ميوههاى درختان كه گويى مولود نطفه خالص آسمان و خاك پاك زمين است.
د- كشتى و كشتيرانى كه در حملونقل كالاهاى ضرورى و سيروسفر، نقش اساسى دارد.
ه- نهرها و كانالها (طبيعى و مصنوعى) كه سيراب كردن بخش بزرگى از مزارع، بر عهده آنهاست.
و- خورشيد و ماه، اين دو پديده مهم، كه حيات طبيعت را تأمين مىكنند.
ز- روز و شب كه ساعات كار و تلاش و سكون و آرامش را تنظيم مىكنند.
انسان، هدف آفرينش با دقت در جمله «سَخَّرَ لَكُمْ» (براى شما)، ارزش انسان روشن مىشود؛ زيرا بشر آن قدر عظمت دارد كه همه موجودات به فرمان خدا مسخّر او گشتهاند، به اين معنى كه زمام اختيار موجودات به دست انسان است يا در جهت منافع او حركت مىكنند. پس در مجموعه آفرينش، انسان بصورت يك هدف عالى معرفى شده است. «١» چه زيبا گفته است سعدى شيرازى:
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى برآوردن خواستههاى بشر آيات فوق، نعمتهاى خداوندى همچون خلقت آسمان و زمين، نزول باران، حركت كشتىها در دريا، تسخير خورشيد، ماه و شب و روز را برشمرده، سپس به يك حقيقت كلى اشاره مىنمايد كه آنچه نوع انسان براى وجود، بقا و رسيدن به كمال، بدان نياز دارد به او داده شده و در حقيقت همه نعمتهايى كه مورد درخواست ذاتى او مىباشد، برآورده شده و اين نعم به قدرى زياد است كه انسان قادر به شمردن آنها نيست، چه رسد به اين كه بخواهد از عهده شكرش برآيد؛ ولى انسان در حد محدود نيز سپاسگزارى نمىكند حتى از شناخت منعم نيز سرباز مىزند، به همين جهت در پايان آيه از نوع انسان به عنوان موجودى ظلوم (بسيار ظلم كننده در نشناختن منعم خويش) و كفّار (بسيار ناسپاس در برابر نعمتها) ياد كرده است.
پايان ناپذيرى نعمتها مواهب الهى بىشمار است. افراد بشر حتى با پيشرفتهترين كامپيوترها قادر به آمارگيرى و شمارش نعمتهاى خداوند نيستند؛ زيرا دامنه آنها بسيار گسترده و نامحدود است ولى انسان و ابزار شمارش وى محدود و پايانپذير.
براى مثال، «در بدن يك انسان، بطور متوسط ده ميليون ميليارد سلول زنده است كه هر كدام يك واحد فعال بدن ما را تشكيل مىدهد. اين عدد به قدرى بزرگ است كه اگر بخواهيم اين سلولها را شماره كنيم، صدها سال طول مىكشد». «١» دعاهاى حضرت ابراهيم (ع)
«وَ اذْ قالَ ابْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً امِناً وَ اجْنُبْنى وَ بَنِىَّ انْ نَعْبُدَ الْاصْنامَ رَبِّ انَّهُنَّ اضْلَلْنَ كَثيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنى فَانَّهُ مِنّى وَ مَنْ عَصانى فَانَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ رَبَّنا انّى اسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتى بِوادٍ غَيْرِ ذى زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الُمحَرَّمِ رَبَّنا