معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥
گمراه ساختن مردم و جلوگيرى از راه حق است، حوزه فعاليتش بسيار محدود است و آن فقط فراخواندن مردم به شرك و فساد و وعدههاى دروغين است.
وى خود در اين مناظره، تصريح مىكند كه من در دنيا بر شما تسلّط نداشتم نه از حيث جسم و ظاهر شما را مجبور به معصيت خدا كردم و نه از حيث عقل و انديشه و اقامه دليل، شرك را به شما تحميل كردم. تنها كارى كه انجام دادم اين بود كه شما را به كفر و گناه، فرا خواندم و شما نيز پذيرفتيد.
پس وجود شيطان در دنيا، هرگز از انسان سلب آزادى نمىكند، بلكه او تنها يك دعوت كننده است و اجبارى در كار نيست و اين مردمند كه دعوت او را مىپذيرند و به وعدههاى دروغين او دل مىبندند. به همين جهت، شيطان مىگويد: مرا ملامت نكنيد، بلكه خودتان را نكوهش كنيد. «١» وعده خدا و وعده شيطان شيطان، خطاب به پيروان خود مىگويد: خداوند به شما وعده حقى داده و به تمام موارد آن عمل كرد و من هم به شما وعده دادم، ولى بدان عمل ننمودم.
با دقت در آيات قرآن، چگونگى وعده خدا و وعده شيطان دانستهمىشود. وعدهخداوند اين است كه او مؤمنان را به زندگى پاكيزه و حيات طيب در اين دنيا و نعمتهاى بىشمار بهشت و رحمت و رضوان در آخرت و مشركان را- كه از ياد او اعراض مىكنند- به زندگى تنگ و تاريك و آميخته به اندوه دنيوى و عذابهاى گوناگون و دردناك آخرت وعده داده است.
وعده شيطان اين است كه از طرفى پيروان خود را با خواستههاى دلپذير فريفته و به آرزوهاى دور و دراز وعده داده است. مرگ را از يادشان برده و از ذكر قيامت منصرفشان ساخته است. هنگام انفاق به فقر و تهيدستى تهديدشان كرده است و هنگام امر به معروف و نهى از منكر، از سرزنش مردم ترسانده است. از همه مهمتر، اعمال بد را برايشان خوب جلوه داده است به گونهاى كه حاضرند همه اسباب دنيوى را در راه رسيدن به آرزوهاى خود به كار گيرند. «٢»