معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
استغفار كنيد و به سوى خدا روآوريد تا شما را از متاع نيكو و زندگى گوارا بهرهمند گرداند. «١» عناد قوم عاد كفار قوم عاد- مانند ساير كفار كه در برابر دعوت پيامبران، عناد و لجاجت به خرج مىدادند- در برابر هود پيامبر لجاجت به خرج داده، دعوت او را اجابت نكردند.
حضرت هود (ع) از مردمش دو چيز خواسته بود، ترك خدايان دروغين و روىآوردن به يكتاپرستى و ايمان آوردن به رسالت او. قوم عاد هر دو خواسته او را ردّ كردند. در مورد خواست اوّل گفتند: تو دليل و معجزهاى بر دعوت خود ندارى تا ما دعوت تو را بپذيريم. «٢» و درباره ايمان به وى گفتند: «وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤمِنينَ» (و به تو ايمان نمىآوريم).
آنگاه براى اينكه هود (ع) را بطور كامل مأيوس كنند گفتند: بعضى از خدايان ما به تو آسيب رساندهاند و به خاطر بدگويى و توهين به آنها بلايى از قبيل نقصان عقل يا ديوانگى به سراغت آمده است! استقامت هود (ع)
وقتى قوم عاد با عناد و لجاجت، پاسخ رد به دعوت هود دادند، او نيز پاسخى دندانشكن و محكم بدانان داد، و خدا را به شهادت طلبيده، خود آنان را نيز بر بيزاريش از بتها گواه گرفت. سپس به اين مطلب اشاره كرد كه اگر بتها قدرتى دارند، مرا از ميان بردارند؛ زيرا من آشكارا به جنگ آنان برخاستهام و نه تنها كارى از آنها ساخته نيست بلكه شما نيز با اين جمعيت انبوهتان قادر بر چيزى نيستيد، براى اينكه من پشتيبانى دارم كه قدرتش فوق همه قدرتهاست.