معارف قرآن (ج3)

معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤

عذر جسارت‌ وقتى انسان در حضور شاهدى مرتكب عملى زشت مى‌گردد، دو احتمال دارد: يا براى آن شاهد ارزش و قيمتى قائل نيست و حضور و شهود او را به چيزى نمى‌گيرد و يا اين كه آن شاهد را خيلى بزرگوار و كريم و عيب‌پوش مى‌شناسد و مطمئن است كه اگر در حضور وى مرتكب خلافى شود، او چشم مى‌پوشد و مى‌پوشاند و گويا اين كه اصلًا خلافى اتفاق نيفتاده است و همه چيز را به طاق نسيان مى‌سپارد. ما به عنوان يك مسلمان وقتى در محضر حق تعالى مرتكب گناه مى‌شويم، اگر خدا را شاهد ندانيم كه انكار علم و حضور خدا كرده و كفر ورزيده‌ايم، پس يا بايد براى محضر حق اهميّت قائل نباشيم و يا حق‌تعالى را صاحب كرم‌و عفو و صفح بدانيم؛ و واى به‌حال كسانى كه شقّ اوّل را بگيرند.
آرامش اولياى الهى‌ «الا انَّ اوْلياءَاللَّهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ الَّذينَ امَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ» «١» آگاه باشيد كه بر اولياى خدا بيمى نيست و اندوهگين نمى‌شوند. آنهايى كه ايمان آوردند و تقوا مى‌ورزيدند.
اين آيه از كسانى كه ايمان آورده و قبل از آن تقوا مى‌ورزيدند به عنوان اولياى خدا، ياد كرده است و اين تعريف نشان مى‌دهد كه قبل از تحقّق اين ايمان، تقوا داشته‌اند.
منظور از اين ايمان، ايمان ابتدايى نيست، بلكه ايمانى است كه در درجه بالايى قرار دارد و بعد از اعتقاد و عمل به موازين اسلام، حاصل مى‌شود و در جاى ديگر، مؤمنان ابتدايى به اين ايمان مأمور شده‌اند. قرآن شريف مى‌فرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا امِنُوا» «٢» اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، ايمان بياوريد.
پس منظور، مرتبه بالاترى از مرتبه اول ايمانى است كه در افراد معمولى يافت‌