معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
پيامبر صلى الله عليه و آله به ما دادند، چيزى جز دروغ و فريب نبوده است! «١» بعد از جنگ احد نيز به خانوادههاى شهدا مىگفتند: اگر آنها (شهدا) به جنگ نمىرفتند، كشته نمىشدند! اين حوادث، معيار خوبى براى تمايز دوست از دشمن بود.
واكنش در برابر نتيجه جنگ پيروزى و فتح مسلمانان، سبب غم و اندوه منافقان مىگرديد، مخصوصاً هنگامى كه مسلمانان غنيمتى به دست مىآوردند، منافقان آه حسرت مىكشيدند و آرزو مىكردند كه اى كاش ما هم در صحنه حضور داشتيم و سهمى از اين غنيمت مىبرديم؛ ولى اگر كار برعكس مىشد و مسلمانان در جنگ شكست خورده و يا دچار ناراحتى و گرفتارى شده و مصيبتى به آنان وارد مىشد، منافقان به شادى پرداخته و خود را برنده مىدانستند.
«انْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ انْ تُصِبْكَ مُصيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ اخَذْنا امْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ» «٢» هرگاه نيكى به تو رسد، آنها را ناراحت مىكند و اگر مصيبتى به تو رسد، مىگويند ما تصميم خود را از پيش گرفتهايم و باز مىگردند، در حالى كه خوشحالند.
علت شادى آنان هم اين بوده كه از ديدگاه آنان يعنى افراد غير مؤمن و ظاهربين، عاقل و با درايت كسى است كه بتواند خود را از هرگونه خطر و مهلكهاى دور نگه دارد؛ با هر فرد و گروهى چه مؤمن و چه كافر، رابطه خوب داشته و در آسايش زن معارف قرآن (ج٣) كد ٤/٢١٤ ٤٠ مذهب بر ضد مذهب ص : ٤٠ دگى كند.
از توجه به آياتى كه در مورد منافقان نازل شده به ويژه آيه بالا، به دست مىآيد كه چنين تفكرى بر منافقان، حاكم بوده است و بر همين اساس، خود را از هر خطرى كنار كشيده و تمامى ارزشهاى انسانى را فداى حيات ننگين خود مىكردند و اين روش را نشانه عقل و درايت خود مىپنداشتند و مىگفتند: ما تصميم خود را از پيش گرفتهايم.
يعنى پيشبينى و تحليل ما، درست بوده و ما عاقلترين مردم هستيم. ولى در معارف