معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
دهد» و آن به خاطر زمينه پيدايش آفتى است كه چهبسا براى محصولش ممكن است پيش آيد، درحالىكه نسبت به خود او ثمربخش بودن زراعت، امر قطعى است. «١» منافقان و جنگ در طى بررسى آياتى از سوره توبه با رفتار و موضعگيرى منافقان در برخورد با جنگ و جبهه آشنا مىشويم.
غنيمت و راحتطلبى يكى از ويژگيهاى منافقان در ارتباط با جنگ، راحتطلبى آنان است. قرآن، اين خصلتشان را اينگونه بيان مىكند:
«لَوْ كانَ عَرَضاً قَريباً أَوْ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ» «٢» (اما گروهى از آنها چنانند كه) اگر غنايمى نزديك (و در دسترس) و سفرى سهل و آسان باشد، (به طمع دنيا) از تو پيروى مىكنند، ولى (اكنون براى ميدان تبوك) راه براى آنها دور آمد، (و پرمشقت جلوه كرد و از تو سر باز زدند).
مهمترين عاملى كه به انسان نيرو مىبخشد و او را در برابر مشكلات و دشواريها پابرجا نگه مىدارد و دنيا را در نظرش كوچك جلوه مىدهد، اعتقاد او نسبت به مبدأ و معاد و جهان غيب است، ولى از آنجا كه منافقان، فاقد چنين اعتقادى هستند، دنيا در نظرشان بسيار بزرگ و جذّاب است؛ بطورى كه تمام ارزشهاى انسانى را بهخاطر منافع شخصى و ادامه زندگى حيوانى، زير پا گذاشته و تنها به فكر سودجويى و راحتطلبى و تنپرورى مىباشند. به عبارت ديگر، منافقان دنبال سود بى دردسر و آسوده مىباشند؛ و اين همان خصلت همه شيفتگان دنيا است كه هم به خود و زندگى دنيا علاقه فراوان دارند، هم به سود و ثروت؛ يعنى هم مىخواهند باقى باشند و هم در رفاه باشند.