معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨
توجه به اهميت آن دوباره بر آن تصريح شده است و اين از باب ذكر خاصّ بعد از عام است.
مقصود از ايام اللَّه- روزهاى خدا- ايام خاصّى است؛ با اينكه تمام روزها از آنِ خداست، ولى ايام مخصوصى را به خدا اختصاص دادن به جهت ظاهر شدن امر اوست، بگونهاى كه غير خدا كسى نقشى ندارد. پس ايام اللَّه عبارت است از: زمان و شرايطى كه مظهر قدرت و وحدانيّت خداست، مانند روز مرگ كه تسلط خداوند در آن ظاهر مىشود و اسباب دنيوى از اثر باز مىايستد يا روز قيامت كه حكمفرمايى در آن روز از آنِ خداست، يا ايام نزول عذاب بر اقوام طغيانگر چون قوم عاد و نمود؛ زيرا كه اينها نيز روزهايى است كه قهر و غلبه خاص خداوند ظاهرشده و نمايانگر عزّت اوست. با اينبيان نمىتوان اياماللَّه را به يك يا چند روز مشخص، اختصاص داد و يا آن را به ايام فرا رسيدن نعمتهاى الهى، محدود ساخت. «١» پس شناخت ايام اللَّه دو ملاك دارد؛ يكى انجام گرفتن امور و به وقوع پيوستن حوادث، بطور استثنايى و يا قدرت غير طبيعى كه ديگران در آن نقشى نداشته باشند، چون نجات حضرت ابراهيم (ع) از آتش يا پياده شدن ياران نوح از كشتى دركمال سلامتى و آرامش، و ديگرى عبرتانگيز و پندآموز بودن آن حادثه، چرا كه ارزش روزها به حوادثى است كه در آنها به وقوع مىپيوندد.
امام باقر (ع) روز ظهور حضرت قائم آل محمد (عج) را از ايام اللَّه خواند و فرمود:
«ايام اللَّه سه روز است؛ روز قيام حضرت مهدى (عج)، روز مرگ و روز قيامت.» «٢» بدين جهت كه آن روز، روزى است كه خدا بر مستضعفان، منّت گذارده و آنان را وارث زمين خواهد كرد. آن روز، روز نمايش عزّت خداوند و عزّت مؤمنان، و نيز عبرت گرفتن دوست و دشمن است.
مظاهر ايام اللَّه ايام اللَّه نسبت به مردم دو مظهر دارد، يكى مظهر نقمت چون تحت شكنجه بودن مردم مصر به وسيله فرعون كه نوعى بلا بود و ديگرى مظهر نعمت، چون نجات قوم