معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
آخرت را مىخواهد بايد دنيا را نيز به عنوان مقدمه برگزيند وليكن كسى كه تنها دنيا را اختيار كند و آن را هدف قرار داده و مقصد و مقصود خويش بداند، نتيجهاش اين است كه آخرت را بكلى رها كند؛ زيرا آخرت فقط به عنوان هدف بايد پذيرفته شود و مقدمه دنيا نيست كه دنيا خواه، مجبور باشد آن را به عنوان مقدمه بپذيرد.
بنابراين انسان در ارتباط با دنيا و آخرت دو راه بيشتر ندارد. يكى ترجيح آخرت بر دنيا و پذيرفتن آخرت به عنوان مقصد نهايى و استفاده از دنيا به عنوان پل و مقدمه و ديگرى ترجيح دنيا بر آخرت و پذيرفتن دنيا به عنوان مقصد و غايت و در نتيجه انكار آخرت. «١» از نظر قرآن، راه نخست مورد قبول و راه دوم محكوم است.
پيامدهاى دنياپرستى دنياپرستى به معنايى كه گفتيم، پيامدهاى ناگوارى دارد كه قرآن در اين آيه به برخى از آنها اشاره مىكند.
الف- انكار جهان آخرت: كسى كه دنيا را بر آخرت ترجيح داد و هدف و غايتش دنيا شد ناگزير از آخرت اعراض مىكند و در نهايت آن را انكار مىنمايد. «٢» ب- مانع راه خدا: آنان كه دنيا را مقصد نهايى خود مىدانند، علاوه بر اينكه خودشان تابع آيين الهى نمىشوند، ديگران را نيز از بندگى خدا و ورود به راه مستقيم بازمىدارند «وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ».
ج- كژى جويى: آنان نه خود رهرو حقند و نه ديگران را رهرو حق مىخواهند. بدين جهت بدنبال يافتن اعوجاج و كجى در دين خدا هستند و سعى دارند با افزودن خرافات و تحريفها به اين هدف برسند.
د- گمراهى عميق: چنين كسانى در نتيجه دنيا هدفى خود، آنچنان در گمراهى فرو رفتهاند كه بازگشتشان به راه حق امكان ناپذير مىنمايد.