معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨
ديدگاه شيعه شيعه به استناد آيه فوق، معتقد به «بداء» است و عدهاى از علماى اهل تسنن به علت نداشتن آگاهى صحيح از اين عقيده، آن را باطل دانستهاند، از اين رو در يك نگاه كوتاه به بررسى مسأله بداء مىپردازيم.
وقتى كسى عزم بر انجام كارى كند و بعد بر او معلوم گردد كه انجام آن فعل مطابق مصلحت نيست و پشيمان شود، اصطلاحاً گفته مىشود براى او «بداء» حاصل شده است.
بداء در مورد خداى تعالى به معنى فوق صحيح نيست بلكه به معناى آشكار كردن و نماياندن است. بدين صورت كه خداوند تقديرى مشروط، معين فرموده و در لوح محو و اثبات، ثبت شده است. بعد با توجه به حاصل نشدن آن شرط، آن تقدير محو و حكم و تقدير ديگرى ثبت مىشود؛ ولى علم و قضاى خدا ترديد بردار نيست و در لوح محفوظ ثبت است و اگر كسى بر لوح محو و اثبات به اذن خدا اطلاع پيدا كند، مقدراتى مىبيند و از وقوع آنها خبر مىدهد. بعد ممكن است بعضى از آنها به خاطر حاصل نشدن شرايط لازم، واقع نشود و در اينجا بر ما روشن مىگردد كه تقديرى كه ما منتظر آن بوديم از مقدرات حتمى خداوند نبوده و قضاى ترديد ناپذير حق بر آن تعلق نگرفته است. اين معناى «بداء» است.
به عنوان مثال در مورد قوم يونس (ع)، خداوند خبر داد كه آنان را سه روز ديگر هلاك خواهد كرد. حضرت يونس از بين آنان رفت و طليعه عذاب پديدار شد. با پديدار شدن عذاب، آنان توبه كردند و توبهشان پذيرفته شد و عذاب از آنان دفع گرديد. در اينجا، به اصطلاح بداء حاصل شد. يعنى خداوند براى ما آشكار كرد كه مقدر و قضاى حتمى در مورد آنان نجات بود و آنچه قبلًا اطلاع داده شده بود تقدير مشروط بود كه حاصل نشد. نسخ احكام نيز نوعى بداء است چون وقتى خداوند حكمى را نسخ مىكند در واقع آشكار مىكند كه مصلحت حكم اول كه به نظر دائمى مىآمد تا اينجا بود و الآن مصلحت از بين رفته و شرايط تغيير كرده و حكم جديد لازم است. اين در لوح محفوظ از همان اول ثبت شده بود و تغيير قضايى براى خداوند حاصل نشده است. البته بداى در احكام را اصطلاحاً نسخ مىگويند. «١»