تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
توجه از غيبت به حضور سخن درباره خداوند، از آغاز سوره حمد، به شيوه غايب بود و به اصطلاح از خداوند به عنوان سوّم شخص ياد مىشد:
به نام خداوند رحمانِ رحيم. حمد براى خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.
او كه رحمان و رحيم است و مالك روز جزاء.
در اينجا شيوه سخن از غيبت به حضور تغيير مىكند و بنده، خداوند را مخاطب قرار مىدهد و مىگويد: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَسْتَعين». تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم.
تغيير شيوه سخن در هنگام مناسب از زيباييهاى ادبى به شمار مى رود و اديبان براى آن دلايلى ذكر مىكنند. در اين مورد نيز ظرافت سخن در آن است كه چون بنده، صفات پسنديده و شايسته و اسماى بزرگ الهى راياد مىكند، مشتاق ديدار معبود و يار حقيقى مىگردد و خود را در محضر او مى يابد، پس به صورت مخاطب با او سخن مىگويد. همه چيز را از او مىداند و براى خود هيچ توانى نمىبيند تا آنجا كه حتى در عبادت خويش از او استمداد مىكند و مىگويد:
ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَسْتَعينُ در چنين موقع حساسى انسان بايد بسيار بكوشد تا در اين سخن راستگو بوده و به هيچ چيز جز خداوند توجه نداشته باشد. «١» معناى عبادت «عبادت» به معناى ابراز نهايت تواضع و خضوع در برابر خداوند «٢» و يا به معناى اظهار مملوك بودن و وابستگى خود نسبت به پروردگار است كه لازمه آن خضوع در برابر خداوند «٣» و همچنين اطاعت و فرمانبردارى است.