تعاليم قرآن (ج3)

تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠

بر آنان غلبه يافت و افراد زيادى را كشت و تعدادى از مسلمانان فرار كردند. در اين صحنه خون و خطر كسانى كه ايمان در قلبشان رسوخ نداشت گرفتار شكّها و ترديد شدند.
نسبت به وعده پيامبر شك كردند و در حق بودن اسلام ترديد نمودند. آنان در دل با خود مى‌گفتند: «اگر ما بر چيزى از حق بوديم، اينجا كشته نمى‌شديم.» خداوند اين گمان باطل آنان را چنين جواب مى‌دهد كه كشته شدن كسى در معركه جنگ دليل بر ناحق بودن او نيست. علاوه بر آن، اين مرگ خارج از قضاى الهى نبوده است. قضاى حق تعالى بر اين قرار گرفته بود كه اين افراد در اين نقطه كشته شوند و اگر هم شما براى جنگ بيرون نمى‌آمديد، باز هم اين افراد در اين نقطه كشته مى‌شدند و خلاصه هيچ گريزى از اجل حتمى نيست و اين پندارها از جهل و نادانى سرچشمه مى‌گيرد. «١» نهى مؤمنان از هم انديشى با كافران‌ آيه كريمه «يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لاتَكُونُوا كَالَّذينَ كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ ...» مؤمنان را از اينكه در زمينه مرگ و زندگى، مانند كافران بينديشند برحذر مى‌دارد و مى‌فرمايد: شما چون كافران نگوييد كه اگر فلانى از شهر و ديار و از ميان بستگان خود، دور نمى‌شد، نمى‌مرد يا فلانى اگر به جبهه نمى‌رفت و نزد ما مى‌ماند، كشته نمى‌شد. چنين انديشه و گفتارى انسان را به سوى عذاب روحى مى‌كشاند و انسان را حسرت زده مى‌گرداند؛ علاوه براين، چنين تفكرى ناشى از جهل و نادانى است، زيرا نزديكى و دورى از آنان، عامل مرگ و زندگى نيست، زنده ساختن و ميراندن از امورى است كه به خداى يگانه بى‌شريك، اختصاص دارد. «٢» اين طرز تفكر كه در جامعه ما نيز رواج دارد، يك طرز تفكر كفرآميز و غيرتوحيدى است و منشأ آن كوته‌نظرى و ناآگاهى از سنن و قوانين حاكم بر جهان است.
تكرار سخن كفّار از زبان منافقان‌ در آيه ١٦٨ همين سوره، اين بار منافقان سخنانى شبيه گفته‌هاى كفّار را تكرار مى‌كنند: