تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
و پيامبرشان به آنان گفت: خداوند براى شما طالوت را به فرمانروايى برانگيخته است. گفتند:
از كجا بايد او بر ما فرمانروايى كند در حالى كه ما خود- با داشتن ثروت و قدرت- براى فرمانروايى از او سزاوارتريم و او را مال و ثروتى گسترده فراهم نيامده است. پيامبر گفت:
خداوند او را بر شما برگزيده و دانشى بيشتر و پيكرى تناورتر بدو بخشيده است و خداوند فرمانروايى خود را به هر كه بخواهد عطا مىكند و خداوند، روزى گستر و داناست. و پيامبرشان به آنها گفت: نشان و علامت پادشاهى او اين است كه تابوتى برايتان مىآيد كه آرامشى از پروردگارتان و باقيماندهاى از آنچه خاندان موسى و هارون واگذاشتهاند، در آن است و فرشتگان آن را به دوش برند؛ راستى كه در آن آيه و نشانهاى است براى شما اگر مؤمن باشيد. پس همين كه طالوت لشكر را بيرون برد، گفت: خدا شما را به نهر آبى آزمايش مىكند، هر كس از آن بنوشد، از من نيست و هر كس از آن ننوشد از من است. مگر آن كس كه با دست خويش، مشتى آب بردارد. پس همه آشاميدند، بجز عده كمى از آنها، و چون وى با كسانى كه با او ايمان آورده بودند، از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان مبارزه با جالوت و سپاهيان او نيست. آنها كه به ديدار پروردگار، اعتقاد داشتند، گفتند: چه بسا گروهى اندك به خواست خدا بر سپاهى بسيار، غلبه يافته و خدا يار و كمك صابران است. و چون با جالوت و سپاهيانش روبهرو شدند گفتند: پروردگارا! به ما صبر ده و قدمهايمان را استوار نما و ما را بر گروه كافران پيروز فرما. پس به خواست خدا آنها را شكست دادند و داود، جالوت را كشت و خداوند او را فرمانروائى و حكمت عطا فرمود و از آنچه مىخواست به او آموخت و اگر خدا بعضى مردم را به سبب بعضى ديگر دفع نمىكرد، زمين فاسد مىشد، ولى خدا صاحب فضل و كرم بر همه مردم است.
ماجراى عبرت آموز آيات فوق، بيانگر يك ماجراى تاريخى و عبرتآموز است كه در آن چند عنصر، نقش فعال دارند:
اول- حضور حق در چهره رهبرى الهى به نام طالوت براى نجات مردم.
دوم- حضور باطل در چهره ستمگرى به نام جالوت و پيروانش.
سوم- مردم تحت ستم با روحيههاى مختلف.