تعاليم قرآن (ج3)

تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨

«نسخ» از نظر لغت‌ نسخ در لغت به معنى از بين بردن چيزى و چيز ديگر را جانشين آن گردانيدن است. «١» و از نظر شرع- مطابق عقيده شيعه- انتهاى مدت عمل به يك حكم و قرار دادن حكمى ديگر به جاى آن است كه اولى را «منسوخ» و دومى را «ناسخ» مى‌نامند. به عبارت ديگر، هرگاه مدّت حكمى به پايان رسد و حكمى ديگر جايگزين آن گردد، نسخ صورت گرفته است. حكمى را كه جايگزين گرديده، ناسخ، و حكمى را كه زمان عمل به آن سپرى شده است، منسوخ گويند. به عنوان مثال: مسلمانان پس از هجرت به مدينه، مدت ١٦ ماه به سوى «بيت المقدس» نماز مى‌خواندند. پس از آن دستور تغيير قبله صادر شد كه مى‌بايست هنگام نماز به سوى كعبه بايستند. اين را «نسخ» مى‌گويند. «٢» نسخ چرا؟
حكمى كه سرانجام بايد لغو گردد و جاى خود را به قانون ديگرى بدهد، چرا از اول صادر شود؟ جواب اين است كه اجراى حكم و قانون، گاهى به امورى مانند اوضاع و شرايط اجتماعى يا ظرفيت روحى و ميزان پذيرش مردم بستگى دارد بنابراين، گاهى قانونگذار لازم مى‌داند با اجراى قانونى موقّت، افكار عمومى و شرايط اجتماعى را براى صدور حكم هميشگى آماده سازد. موقّت بودن حكم اوّل نيز براساس مصالحى ممكن است اعلام شود، يا پنهان گردد. بنابراين، نسخ حكم، به ضرورت زمان و تكامل اجتماعى و شرايط ويژه زندگى فرد و جامعه مربوط مى‌گردد.
مفهوم نسخ‌ نسخ در آيه معنايى عام و فراگير دارد كه هم شامل نسخ احكام مى‌شود و هم نسخ و تغيير و تبديل موجودات به طور عموم؛ و اين معنا از نسخ، در كلمات ائمه (ع) زياد آمده است. «٣»