تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
داشتن پيامبر و ديدن آن همه معجزات به همين سرعت و سادگى، بتپرستى را جانشين توحيد ساختند (آيه ٥١).
ب- تقاضاى ديدن خدا! (آيات ٥٥ و ٥٦).
ج- بهانهجويى و پرتوقّعى با وجود بهرهورى از نعم الهى (در دوران چهل سال آوارگى در صحراى سينا) (آيات ٥٧ و ٦١).
د- نافرمانى از دستورات الهى (آيه ٥٩).
ه- مورد خشم خدا بودن (آيه ٦١).
و- كفر به آيات خداوند (آيه ٦١).
ز- پيامبر كشى (آيه ٦١).
ح- سركشى و تجاوزگرى (آيه ٦١).
و بسيار صفات منفى ديگر كه قرآن كريم صريحاً يا با اشاره بيان مىفرمايد.
خداوند نور چشمى ندارد بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «١» (چنان نيست كه يهود مىگويند) بلكه هر كس تحصيل گناه كند و آثار گناه گرداگرد او را فراگيرد، پس آنها اهل آتشند و در آن جاودانند.
توهم قوم يهود قوم خودخواه يهود به توهّم زيانبارى گرفتار شدند. آنها ادعا مىكردند كه: «ما چون به پيامبر خدا گرويدهايم، هرچه گناه كنيم، هرگز در آتش جهنم نخواهيم سوخت و چنانچه مجازاتى هم در بين باشد، جز چند روزى نخواهد بود.»