تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣
معناى جهالت جهل مقابل علم است. براى مثال اگر كسى نداند كه كارى گناه است و مرتكب آن عمل شود، جاهل است و در صورتى كه درجهل خود مقصر نباشد، معذور است و توبيخ نخواهد شد، ولى اگر مقصر باشد يعنى مىتوانسته علم پيدا كند ولى سستى كرده و دنبال علم نرفته، معذور نيست.
علاوه بر معناى لغوى فوق، به كسى كه گناه را از روى پيروى هواى نفس انجام مىدهد جاهل گفته مىشود؛ چون در حالت طغيان شهوات، ديگر عقل حاكم نيست. پس عملى كه از روى پيروى شهوات انجام شود و خلافكار با اينكه مى داند كارش خلاف است ولى براى رسيدن به هواهاى نفسانى و منافع مادى آن را مرتكب شود، بدون اينكه سر انكار حق يا عناد با حق را داشته باشد، آن عمل، جاهلانه و فاعل نيز جاهل محسوب مىشود.
آيه شريفه به بخشوده شدن گناه چنين گناهكارانى در صورت توبه و اظهار پشيمانى، وعده داده است. «١» زمان توبه در آيه شريفه فرموده است: «سپس به زودى توبه مىكنند». اين قيد مشخص مىسازد كه بنده بايد بعد از انجام گناه، همينكه به جهالت و عصيان خود پىبرد، توبه كند و اظهار ندامت نمايد و تصميم بر ترك گناه و جبران آن بگيرد و اقدام كند و امروز و فردا نكند؛ چه اينكه به تأخير انداختن توبه خود گناه است و ممكن است لحظه مرگ و احتضار فرا رسد.
لحظهاى كه توبه در آن قابل قبول نيست چون در حال احتضار، چشم برزخى انسان بينا شده، محتضر، نتيجه اعمال خود و صورتهاى برزخى آن را مىبيند و در حقيقت با اظهار پشيمانى، از عمل خود فرار مى كند نه اينكه در واقع پشيمان شده باشد. علاوه بر اين، عزم بازگشت نكردن به گناه در او نيست، فقط يك كلمه است كه بر زبان جارى كرده است. از اين رو خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد: اين فقط كلمهاى است كه بر زبان مىراند «٢» و در آيه