تعاليم قرآن (ج3)

تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠

شيفتگان دنيا خداوند در اين آيه از امورى خبر داده است كه عده‌اى از مردم شيفته و فريفته آنها شده‌اند و در اين شيفتگى هم يكسان نيستند. بعضى از شهوت پرستان، هيچ هدفى جز عشق ورزيدن به زنان و انس و هم‌نشينى با آنان، ندارند، برخى ديگر دوست‌دار فرزند پسرند كه با داشتن پسران زياد، نيرومندتر از ديگران باشند، بعضى ديگر دلداده مالند و بيشتر به جمع نقدينه يعنى طلا و نقره علاقمند هستند و جمعى ديگر، (نظير سواركاران) خيل مسوّمه (اسبان تيزتك) در نظرشان، محبوب‌تر از ساير امور مادى است؛ البته ممكن است كه بعضى از افراد به دو يا بيشتر از آنچه شمرده شد، علاقمند باشند. «١» قرآن كريم اينها را متاع دنيا مى‌داند «ذلِكَ مَتاعُ الْحَيوةِ الدُّنْيا» «٢» و در آيات ديگر، نظير اين آيه «قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَليلٌ» «٣» متاع دنيا را قليل مى‌شمارد و خاطر نشان مى‌كند كه نعمتهاى دنيا دايمى و هميشگى نيست بلكه موقت و زودگذر است و نه تنها ثابت نيست بلكه متغيّر است و براى بدست آوردنش بايد زحمت كشيد؛ به خلاف نعمتهاى آخرت كه دايمى و ثابت است و همچنين لذّت آنجا با لذت اينجا قابل قياس نيست. به اين جهت خداى متعال فرمود: «وَالْاخِرَةُ خَيرٌ وَابْقى» و حال آنكه آخرت بهتر و پايدارتر است.
دنياى ممدوح و دنياى مذموم‌ گاه انسان، دنيا و نعمتهاى آن را وسيله كسب كمالات و فضايل قرار مى‌دهد و دنيا و آنچه را در آن است، آيت و نشانه علم و حكمت مطلق خداوند مى‌داند. اين، نگرش خداپرستانه و گرايش به آخرت است نه دنياطلبى. ولى گاه قضيه به عكس است يعنى انسان، دنيا و نعمتهاى آن را هدف مى‌داند و مبدأ و معاد را فراموش مى‌كند، علماى اخلاق در صورت اوّل، دنيا را ممدوح و در صورت دوّم، مذموم مى‌دانند. «٤» چيست دنيا از خدا غافل شدن نى قماش و نقره و فرزند و زن‌ مال را كز بهر دين باشى حمول «نعم مال صالح» گفت آن رسول «١» بنابراين مال از آن جهت كه مال است، نعمتى است از نعمتهاى بى‌شمار الهى، كه اگر در جهت خير و «فى سبيل‌اللَّه» قرار گرفت نه تنها بد نيست بلكه نعمتى ديگر و توفيقى بيشتر است. اما اگر مورد دلبستگى انسان واقع شد و در جهت هواپرستى قرار گرفت، بسيار زشت و ناپسند است.