تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
بيان ماجرا: بنى اسرائيل بعد از درگذشت حضرت موسى (ع)، مرتكب گناهانى شدند، دين خدا را تحريف و از فرمان الهى تمرد كردند، و رهنمودها و هشدارهاى پيامبرشان (اشموئيل) را پشت گوش افكندند. خداوند به همين جرم، جالوت را كه مردى قبطى بود، بر آنان مسلّط ساخت. او بنىاسرائيل را ذليل كرد؛ مردانشان را كشت؛ زنانشان را اسير و اموالشان را مصادره كرد و باقى ماندگان را از سرزمينشان بيرون راند.
بنىاسرائيل نزد اشموئيل شكايت بردند تا خداوند، فرمانروايى را برايشان برانگيزد، ولى از آنجا كه در بهانهگيرى و «زمينگير» «١» بودن، شهرت داشتند، اشموئيل بر آنان اتمام حجت كرد كه اگر خداوند فرمانروايى معرفى كند و دستور جهاد صادر شود، امتناع نمىكنيد؟ گفتند: هرگز (آيه ٢٤٦).
خداوند طالوت را كه مردى بلند قامت، نيرومند و از نظر روحى، قوى و با تدبير بود و به كشاورزى و دامدارى مىپرداخت به فرماندهى آنان برگزيد. «٢» ويژگيهاى فرماندهى بعد از آن كه پيامبرشان نام فرمانرواى منتخب خداوند را برد، عدهاى اعتراض كردند و گفتند كه: اوّلًا او اهليّت حكومت را ندارد و ما سزاوارتريم. ثانياً او مردى فقير است.
توضيح آن كه، در بنىاسرائيل، تا زمان حضرت داود (ع)، خاندان سلطنت و خاندان نبوت از يكديگر جدا بود و طالوت از هيچ يك از اين دو دودمان نبود. «٣» بدين جهت آنها مسأله اصل و نسب را پيش كشيدند و افزودند او حتى مال و ثروتى هم ندارد كه از اين نظر بر ما فضيلتى داشته باشد؛ قرآن كريم در مقابل اين بينش نادرست، يادآور مىشود كه: اوّلًا خداوند حكيم و عليم او را به رهبرى شما برگزيده است: «انَّ اللَّهَ اصْطَفيهُ عَلَيْكُمْ».
ثانياً به او دو ويژگى ارزشمند براى فرماندهى و رهبرى بخشيده است: «توان علمى» و «نيروى بدنى»: «وَ زادَهُ بَسْطةٌ فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ».