تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
شأن نزول ميان داماد و دختر يكى از ياران پيامبر (ص) به نام عبدالله بن رواحه، اختلافى روى داد.
او سوگند ياد كرد كه براى اصلاح كار آنها هيچگونه دخالتى نكند و در اين راه گامى برندارد.
آيه فوق نازل شد و اين گونه سوگندها را ممنوع و بى اساس قلمداد كرد. «١» انسان گاهى براى تأكيد يا اثبات امرى كه بدان سخت اعتقاد دارد، سوگند مىخورد تا مخاطب از حال ترديد و يا غفلت بيرون آمده، صدق و اهميت مطلب را دريابد.
نهى از سوگند به خدا از نظر شرعى هيچ قسمى جز سوگند به خدا تعهدآور نيست. سوگند شرعى بايد به يكى از نامهاى خاص خدا (مثل خدا و اللَّه) و يا اسمى كه به غير خدا هم گفته مىشود ولى هميشه ذات مقدس حق در نظر مىآيد (مانند خالق و رازق) ادا شود و احتياطاً سوگند به هر لفظى كه در آن، خدا را قصد كرده باشد، شرعى تلقى مىگردد. «٢» نظر به اهميتى كه سوگند به خدا دارد، ممكن است آيه شريفه از بسيار سوگند خوردن به خدا نهى كرده باشد؛ «٣» چرا كه اين كار از عظمت نام خدا در نظر انسان مىكاهد، و شخص، سوگند به خدا را ساده و سبك مىشمارد و به تدريج از قسم دروغ پروا نمىكند؛ در نتيجه جامعه نيز براى چنين كسى حرمت قائل نمىشود و زمينه نيكى و اصلاح بين مردم از او سلب مىگردد. «٤» هدف از سوگند آيه مىفرمايد: قسمهاى شما به منظور تأكيد بر ترك خير و انجام پليديها نباشد چرا كه خداوند، به تعاون بر نيكى و اصلاح ميان مردم دستور داده است. «٥»