تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
مىدانستند كه هر كس خريدار چنين سحرى باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند. «١» فصلى ديگر از تبهكارى يهود آيه مورد بحث، فصلى ديگر از تبهكاريهاى يهود را بر ملا مىسازد و آن عبارت است از متهم ساختن حضرت سليمان به سحر و كفر.
چنانكه از احاديث بر مىآيد، در زمان حضرت سليمان، عدهاى در قلمرو حكومت او به كار جادوگرى پرداختند. حضرت سليمان عليهالسلام با قاطعيت در برابر آنان ايستاد و تمام نوشتههاى مربوط به سحر و جادوگرى را از آنان گرفت و در محل مخصوصى نگهدارى كرد.
پس از رحلت آن بزرگوار، عدهاى آن اوراق را به در آوردند و به ترويج سحر پرداختند.
آنان به اين هم قناعت نكرده و اعلام نمودند كه سليمان، پيامبر نبود، بلكه به وسيله همين سحر و جادو بر كشور و انجام امور خارقالعاده مسلط شد! بنى اسرائيل به جاى آن كه بر آشوبند و آنان را از خود برانند، به آنان گرايش پيدا كردند و از تعاليم تورات دست شستند و دل به جادوگرى بستند.
هنگامى كه خاتم پيامبران (ص) به رسالت مبعوث گرديد و اعلام كرد كه سليمان از پيامبران الهى بوده است، بعضى از احبار يهود گفتند: از محمّد صلىاللَّه عليه و آله تعجب نمىكنيد كه مىگويد: سليمان پيغمبر بوده، در صورتى كه او ساحر بوده است. «٢» ماجراى هاروت و ماروت در «بابل»، سحر به اوج خود رسيده و موجب ناراحتى و آزار مردم گرديده بود. خداوند دو فرشته را به صورت آدميان درآورد و مأمور ساخت كه راه باطل كردن و بىاثر ساختن سحر را به مردم نشان دهند تا مردم خود را از شر ساحران، در امان نگه دارند.