تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
جنبه دوم، احكام و آرايى است كه آن جناب به مقتضاى ولايتى كه بر مردم داشت و زمام حكومت و قضاوت را در دست داشت، صادر مىفرمود:
در اين جنبه آن جناب، مأمور به مشورت با اصحاب بود ولى حق اتخاذ رأى مختص به خود او بود. قرآن شريف، اطاعت از پيامبر نسبت به اين احكام را هم واجب دانسته است. «١» از آنجا كه بعد از رسول خدا (ص) ولايت به اولى الامر مى رسد و ولى امر از جانب خداوند بر مردم ولايت دارد اطاعت اوامر او نيز همچون اوامر حكومتى رسول خدا (ص) واجب است.
بدون شك اولى الامر بهرهاى از وحى تشريعى ندارد «٢» و فقط احكامى را كه از پيامبر (ص) گرفته است در وقت لازم به مردم ابلاغ مىكند و يااحكام الهى را توضيح داده و تفسير مىنمايد و عصمت او از گناه و اشتباه، «حجت شرعى» شدن گفتههاى او را در پى خواهد داشت.
عصمت اولى الامر آيه شريفه، دلالت صريح بر عصمت اولى الامر دارد، زيرا اطاعت از اولى الامر را در رديف اطاعت از خدا و پيامبر (ص) آورده است و اين بهترين دليل است بر اينكه اولى الامر به چيزى خلاف حكم خدا و پيامبر دستور نمىدهد؛ وگرنه مىبايست لزوم اطاعت، محدود به جايى گردد كه خلاف حكم خدا و پيامبر (ص) نباشد همچنان كه اطاعت از پدر و مادر در جايى واجب است كه خلاف احكام خدا نباشد. «٣» فخر رازى، مفسّر بزرگ اهل سنّت با همين استدلال، عصمت اولى الامر را ثابت كرده است. «٤»