تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
حسود، به مقدرات خداوند راضى نيست و مىخواهد سدّ كننده قسمت خدايى باشد. «١» حسد او را از انجام اعمال صالح و نفع رساندن به جامعه و ديگران بازمىدارد و از سوى ديگر، او را وا مىدارد تا در جهت ضايع كردن نعمت ديگران، تلاش و كوشش كند.
قرآن شريف، چه زيبا داستان هابيل و قابيل را بيان مىكند. «٢» آن دو هر كدام، يك قربانى به درگاه خدا بردند و از هابيل قبول شد ولى از قابيل قبول نشد. آتش حسد در اندرون قابيل شعلهور گرديد كه چرا قربانى برادرش قبول شده، ولى تعاليم قرآن (ج٣) كد ٤/١١٢ ١٥٥ اقسام شفاعت ص : ١٥٥ از وى قبول نشده و به جاى اينكه به خويش بپردازد و مانع را رفع كند، كمر به قتل برادر بست و بدين صورت، حسد باعث اولين قتل در تاريخ انسانيت- و آن هم برادر كشى- گرديد و از آن به بعد، آتش حسد، چه فتنهها كه نيفروخت.
علاوه بر اينكه حسد، ايمان و اعمال صالح را تباه مى كند از لحاظ روحى و روانى نيز، اثرات زيانبارى بر حسود دارد. اول آنكه او از لحاظ روحى هميشه در عذاب و غم و اندوه و حسرت است. حسرت از اينكه ديگران هم مانند او يا بيشتر از او نعمت دارند. اين حسرت و غم هميشگى اجازه نخواهد داد تا حسود لذت زندگى را بچشد و از نعمتهايى كه به او داده شده، استفاده كند. شفاى مرض او تنها در گرفته شدن نعمت از ديگران است.
اين غم و حسرت، جسم او را ذوب مىكند و او را به انواع امراض و گرفتاريها دچار مىنمايد و تا او را نكشد، دستبردار نيست. امام على (ع) مىفرمايد:
- حسد، بدترين مرضهاست.
- شفاى حسود در محروم شدن ديگران است.
- حسود، حسرتش زياد است.
- حسد، جسم را ذوب مى كند. «٣»