تعاليم قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
آتش حسد در وجودشان شعلهور شد و آنها را به بيراهه تكذيب كشاند. همچنين همين حسد، آنها را به رو در رويى با پيامبر و همپيمانى با مشركان كشاند و آنها را وادار كرد تا شرك و بتپرستى را بهتر از توحيد و خدا پرستى معرفى كنند.
تعريف حسد و فرق آن با غبطه حسد عبارت است از حالتى نفسانى، كه صاحب آن آرزو مىكند كمال و نعمتى كه ديگرى دارد- حتى اگر به گمان او كمال باشد و در واقع كمال و نعمت نباشد- از بين برود، چه آن كمال و نعمت را خودش هم دارا باشد يا نباشد و چه بخواهد به خودش برسد يا نخواهد.
گفتنى است كه غبطه با حسد فرق دارد. غبطه، يك خُلق مذموم و زشت نيست بلكه بر عكس ازاخلاقى است كه سبب پيشرفت مىشود، زيرا غبطه خورنده، زوال نعمت ديگرى را نمىخواهد، بلكه دوست دارد كه خودش هم داراى آن نعمت گردد. «١» علامه مجلسى مىنويسد:
هنگامى كه خداوند به برادر ايمانىات نعمتى بدهد، تو نسبت به آن نعمت، دو حالت ممكن است داشته باشى يا اينكه چون او به آن نعمت رسيده، ناراحتى و دوست دارى كه نعمت را از دست بدهد، خواه بخواهى آن نعمت به تو برسد يا نخواهى. اين حالت همان حسد است و يا اينكه دوست ندارى او آن نعمت را از دست بدهد، و بودن آن نعمت براى او در طول زمان، تو را ناخشنود نمى كند ولكن دوست دارى كه خودت هم مثل آن نعمت را داشته باشى. اين حالت را غبطه گويند. «٢» حسد از بين برنده ايمان و اعمال صالح حسد هم در بُعد ايمانى و هم در بعد عملى، نابود كنننده است. در روايت، حسد به آتشى كه هيزم را مىخورد تشبيه شده، كه ايمان و اعمال صالح را مىخورد و از بين مىبرد.