فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩ - ٢ عصر صادقين
محدثين انجام گرفته [١] خود سرمايه گرانقدرى است كه فقه سياسى را غنىتر كرده است.
اگر اين جمله امام (ع) را كه خطاب به مالك اشتر نخعى گفته است كه «ان لم اوصك فاعمل برأيك» [٢] (اگر مواردى را ناگفته گذاردهام و درباره آنها چيزى به تو توصيه نكردهام در چنين مواردى به رأى خود عمل كن) در نظر بگيريم به اهميت عهدنامه بيشتر واقف مىشويم، كه آنچه لازم به تذكر بوده امام (ع) در اين عهدنامه از قلم نينداخته است و عهدنامه همه مواد لازم يك قانون اساسى را براى كشورى اسلامى در برگرفته است.
در مكتب فقهى على عليه السلام جمعى از فقها تربيت شدند كه مرجع ديگران در فقه بودند مانند سعيد بن مسيب و قاسم بن محمد بن ابى بكر و علقمه ابن عباس و سعيد بن جبير و ابو رافع و محمد بن قيس بجلى و سليمان بن مهران اسدى معروف به اعمش و أبو الأسود دؤلى و طاوس يمانى و ابراهيم بن يزيد نخعى كه از تابعين و فقها بودند و علماى رجال شيعه و سنى درباره مقام علمى آنها در فقه اتفاق نظر دارند [٣] .
آراء فقهى اين فقيهان چنان در تاروپود مذاهب فقهى سنى تنيده شده كه هرگاه از آن جدا شود شيرازه فقه از هم گسسته مىشود [٤] .
٢. عصر صادقين:
در اين عصر بنا بر شرائط مساعد اجتماعى زمينه طرح و گسترش فقه اهل بيت (ع) فراهم گرديد و هزاران دانشپژوه فقه به حوزه درسى امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شتافتند و فقه اهل بيت را با خود به اقصى نقاط سرزمينهاى اسلامى و غير اسلامى انتشار دادند و بر اين اساس مذهب جعفرى در فقه بنيان گرفت.
در اين عصر فقهاى بزرگى چون ابان بن تغلب و محمد بن مسلم و زراره بن اعين و جابر بن يزيد جعفى و معاوية بن عمار ساباطى در مكتب فقه جعفرى پرورش يافتند كه امام صادق (ع) در باره بعضى از آنها فرمود اگر نبودند آثار نبوت از ميان
[١] . رجوع شود به الراعى و الرعيه، تأليف توفيق الفكيكى، ص ٨ مقدمه.
[٢] همان ص ٧.
[٣] رجوع شود به تأسيس الشيعة، تأليف سيد حسن صدر، ص ٢٩٨، و تاريخ الفقه الجعفرى، تأليف سيد هاشم معروف، ص ٢٠٧ تا ٢٢٤.
[٤] مأخذ اخير، ص ٢٢٦.