فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٨ - ولايت خاص و ولايت عام
در چنين شرائطى ناگزير حكمت هدايت الهى ايجاب مىكند كه امام از قدرت ويژهاى برخوردار باشد تا بتواند على رغم ظلمات و موانع و حجابها، از يكسو در عمق جانهاى مرده و وجدانهاى خفته و فطرتهاى زنگار گرفته نفوذ كند و در آنها تصرف و ايجاد تحول نمايد، و از سوى ديگر در وجدان و تفكر عمومى جامعه روح و حيات جديد بدمد و فرد و جامعه را در سير تكاملى قرار دهد.
آنگونه كه عيسى عمل مىكرد و پيامبر اسلام (ص) در ساختن ياران و بسيج دلها و ارواح، و احياى جامعه اسلامى صدر اسلام، و نيز امير المؤمنين در تربيت نخبگان و خواص اصحابش و ايجاد شخصيتهاى استثنائى براى تحولات بنيادين جامعه و تاريخ، و همچنين ائمه ديگر هر كدام در عصر خود نسبت به شخصيتهاى بزرگ اسلامى - كه تربيت نموده و از هيچ به اوج قله انسانيت ارتقائشان دادند - بكار مىگرفتهاند و نمونههاى شگفتانگيز اين نوع تصرف و نفوذ در دلها و ارواح، در زندگى ائمه عليهم السلام فراوان ديده مىشود كه ماجراى ياران سالار شهيدان امام حسين عليه السلام و آن تبهكارى كه با شنيدن آيه (أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ الله) [١] از زبان امام سجاد (ع) به عارفى بزرگ تبديل شد، از آن جمله است.
اين اشراق و ارتباط ويژه، جاذبهاى را ايجاد مىكند كه نظير آن را مىتوان در امور مادى ميان آهنرباى قوى و براده آهن مشاهده كرد و در ميدان مغناطيس جاذبه هدايت و پرورش معنوى امام، براى كسى راه گريز نيست.
ولايت خاص و ولايت عام
كليه موارد ولايت كه براى امامت ثابت است گرچه از نظر كيفى و به ملاحظه مراتب عالى اين ولايتها، اختصاص به امام دارد، ولى صرفنظر از اين جنبه و به لحاظ اصل وجود اين ولايتها، از خصائص عمومى امامت و ولايت امر بوده و در مورد غير امام معصوم يعنى ولى فقيه نيز صادق است.
تذكر اين نكته كه خارج از موضوع اين بحث است و مربوط به مبحث بعدى
[١] . حديد، آيه ١٦.