فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٠ - مبحث دوم ابعاد و عناصر تشكيل دهنده امامت
بلكه در آن شرائط آن را غير ممكن مىشمارد، و تنها راه نيافتن به آراء عمومى را مانع مىشمارد. و مفهوم اين كلام آن است كه هرگاه امكان عملى براى راهيابى به آراء عمومى وجود داشته باشد مانعى وجود نخواهد داشت.
و در صورت ناممكن بودن دسترسى به آراء عمومى، انعقاد امامت مشروط به رأى صاحب نظران و خيرخواهان واجد اهليت و صلاحيت خواهد بود. گرچه بيان امام در اين مورد مىتواند مبين بر قاعده الزام و جواب اقناعى به كسانى باشد كه امامت را نه از طريق وحى و وصيت و نص، بلكه از طريق انتخاب و شورا قابل يقين مىدانند. ولى چنين تصريحى از امام نيز آمده است كه:
[٣] ">فان اجتمعوا على رجل و سموه اماماً كان ذلك لله رضى فان خرج عن امرهم خارج بطعن او بدعه ردّوه الى ما خرج منه فان ابى قاتلوه على اتباعه غير سبيل المؤمنين
[١] .در مورد ديگر امام مىفرمايد:
انما مثلى بينكم كمثل السراج فى الظلمه يستضىء به من ولجها فاسمعوا أيها الناس و عوا
[٢] .نقش من در جامعه، نقشه چراغ فروزانى است كه در تاريكى مىدرخشد و هر كس كه در تاريكى فرو مىرود از نور آن بهره مىگيرد. مردم بشنويد و خوب آگاه باشيد.
در شرائطى كه امت، امام راستين خود را نمىيابد و يا جريانهاى انحرافى بين امت و امام فاصله ايجاد مىكند و توده مردم بحران زده و يا ناگاه بجاى امام منصوص بدنبال امام منتخب مىروند، فاجعه بس بزرگى رخ مىدهد كه سنگين ترين مسئوليتها را به دوش آگاهان امت مىگذارد و شخص امام را به شرائطى بس دشوار و اضطرارى دچار مىسازد.
مراعات حق آزادى و انتخاب مردم به مفاد (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ) ٣ و حفظ جانب اختيار به مقتضاى (إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ اَلسَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً)٤ و احترام به اصل عدم
[١] . نهج البلاغه، نامه ٦.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٨٧.
[٣] بقره، آيه ٢٥٦.
[٤] انسان، آيه ٣.