فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٠ - امامت در متون اسلامى
اسلام واقعى نخواهد رسيد (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية) [١] .
انسان بىامام، انسان گم شده از امت، آواره و سرگردان و بىهدف و جدا افتاده از خط زندگى و حيات اجتماعى است كه ره به جائى نمىبرد و سرانجام نصيب گرگان مىگردد
[٣] ">(فان الشاذ من الناس للشيطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب)
[٢] .در علم كلام نيز مسئله ضرورت شناخت امام به گونه ديگر مطرح شده و با ديدى ديگر مورد بررسى قرار گرفته است. بىشك در زمان حيات پيامبر اسلام، رهبرى امت توأم با نبوت بر عهده پيامبر اكرم (ص) بوده است.
بعد از رحلت آن حضرت مسأله امامت كه از مهمترين و اساسيترين مسائل امت است نمىتواند مسكوت و مهمل بماند. پيامبر اكرم (ص) كه در حيات خود براى مدت كوتاهى كه به قصد جهاد مدينه را ترك مىگفت جانشين تعيين مىنمود، چگونه ممكن است تكليف امت را بعد از رحلت خويش از نقطه نظر امامت و رهبرى تعيين نكرده باشد.
بعلاوه احتمال تعيين امام كه حد اقل حالتى است كه مسلمان در رابطه با مسئله امامت در خود احساس مىكند، هر مسلمان مكلفى را بر آن مىدارد كه به حكم عقل كاوش كند و در مورد اين احتمال، يا به نفى و يا به اثبات آن برسد. و از سوى ديگر قرآن جامعه اسلامى را به پيروى از امامان كه زمامداران و رهبران امتند، در رديف اطاعت خدا و پيامبرش دعوت نموده و آن را الزامى شمرده است (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)٣، نخستين گام در انجام اين وظيفه بزرگ شناختن كسانى است كه مىتوانند اولو الامر باشند.
امامت در متون اسلامى
قرآن امامت را بعنوان رهبرى جامعه انسانى و وسيله هدايت انسان و مظهر خلاقيت الهى در زمين و حجت خدا و مرتبتى برتر از نبوت مىشمارد:
[١] . اصول كافى، ج ١، و مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٩٦.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٢٧.
[٣] نساء، آيه ٥٩.