فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧ - ١ مكتب فقهى سنى
رأىگرائى و توسعه در اجتهاد به رأى، و هر كدام از اين دو تفكر طرفدارانى داشت كه يكديگر را تخطئه مىكردند.
ج: عصر تكوين مذاهب فقهى كه تا نيمه دوم قرن چهارم ادامه يافت و سرانجام به شكلگيرى مذاهب متعددى منجر شد و اين مذاهب ابتدا بصورت تبعيت از هر كدام از صحابه كه در منطقهاى بسر مىبرد بوجود آمدند مانند مذهب فقهاى حجاز [١] ، و مذهب و فقهاى عراق [٢] ، و مذهب فقهاى شام [٣] ، و مذهب فقهاى مصر [٤] ، و سپس با انقراض برخى از اين مذاهب فقهى، مذاهب فقه سنى در چهار مذهب حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى بطور انحصارى خلاصه شد. در حالى كه خود بنيانگذاران مذاهب اربعه با انحصار مذهبى موافق نبودند و احياناً آن را مردود نيز مىدانستند [٥] .
بنا به نوشته [٦] مورخ معروف «مقريزى» تا قرن هفتم هجرى عمل به مذاهب مختلف سنى در سرزمينهاى اسلامى همچنان متداول بوده است. تنها از سال ٦٦٥ هجرى بود كه علما فتوا دادند بايد بر طبق چهار مذهب نامبرده عمل شود. از اينرو كسانى كه به مذهب فقهى ديگرى عمل مىكردند شهادتشان در محاكم مورد قبول واقع نمىشد و از احراز منصب قضاوت محروم مىگشتند [٧] .
د: عصر تقليد. انگيزههاى سياسى در عهد خلفاى عباسى مردم را به پيروى از مذاهب خاصى كه اغراض سياسى و منافع آنها را تأمين مىكردند واداشت. و رقابتها و درگيريها و جبههگيريها و سرانجام انحصار مذهبى را به دنبال آورد، و از قرن چهارم هجرى عملاً باب اجتهاد بسته شد.
مسئله قضاوت كه يكى از مناصب سياسى دولتهاى اسلامى بود در اين تحول
[١] . همان.
[٢] سعيد بن مسيب و داود ظاهرى را از فقهاى مدينه و حجاز شمردهاند.
[٣] اشخاصى چون عامر شعبى و سفيان ثورى را از فقهاى كوفه و عراق دانستهاند.
[٤] امام اوزاعى بنيانگذار مذهب اوزاعى را از فقهاى مصر دانستهاند.
[٥] يزيد بن حبيب و ليث بن سعد را از فقهاى مصر دانستهاند.
[٦] رجوع شود به تاريخ حصر الاجتهاد، تأليف علامه حاج آقا بزرگ طهرانى، ص ٩٥ به بعد، المبادى العامه للفقه الجعفرى، تأليف هاشم معروف حسينى، ٣٤ به بعد.
[٧] خطط مقريزى، ج ٢، ص ٣٤٤.