ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - اوّل بعد اسلامى
جديدى به آن اضافه شد. ١٣ حال اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه برچيدن يك عادت بتپرستانه قديمى و كهن براى پيامبر اسلام (ص) دشوار بود، در حالى كه ايشان بتپرستى را به طور كلى از ميان برداشت.
٥. جهاد: با تحليل و تجزيه محتواى كتابهاى درسى رژيم صهيونيستى، متوجه مىشويم كه آنها ميان جهاد و خشونت تفاوتى قائل نيستند، بلكه آنها گاهى اوقات، تلاش مىكنند جهاد را نوعى خشونت و اشغالگرى و تجاوز بدانند. در اين كتابها نوشته شده است كه مشاركت در امر جهاد واجب است و اين يكى از سفارشهاى اكيد و اصلى دين اسلام است. مؤلفان اين كتابها، تصور مىكنند جهاد، اصلى است كه به پنج اصل ديگر دين اسلام اضافه مىشود به همين دليل هر دست به اين جنگ مقدس نزند، گناهكار است. اين كتابها حاوى برخى مفاهيم نادرست در مورد جهاد است، از جمله اينكه، هر كس به جنگ و جهاد بپردازد، ثروت و ستايش نصيب او خواهد شد و جنگجويى كه در اين جنگ مقدس، جانش را از دست مىدهد، شهيد (قدّيس) ناميده مىشود. ١٥ زيرا در راه خدا جانش را داده است. مشاهده مىشود كه در بيان اين مطالب، از كلمات و عبارتها و اصطلاحات برگرفته از ميراث دينى يهودى و مسيحى استفاده شده است؛ مانند كلمه «قدّيس». همچنين، مشاهده مىشود كه مؤلفان اين كتابها معنى اصلى و درست جهاد در اسلام را ناديده گرفتهاند. از جمله اينكه جهاد، تنها براى دفاع از خود بوده است و دفاع، در قوانين بينالمللى جديد نيز جايز و قانونى به شمار مىآيد. امّا آياتى كه به مسلمانان دستور مىدهد به جنگ با ديگران بپردازند، بايد در جاى خود مورد بحث و بررسى قرار گيرند و به طور كلى، علت اين دستورها، پاسخگويى به حملات و تجاوزات ديگران بوده است.
٦. تروريسم: در اين كتابها، مطالبى آمده كه تأكيد مىكند ميان اسلام و مسلمانان و خشونت، رابطه تنگاتنگى وجود دارد و البته اين خود، مقدمهاى است براى ربط دادن اسلام و مسلمانان به تروريسم. آنها اين كار را از طريق بد و نادرست جلوه دادن مفهوم جهاد از يك سو و معرفى كردن فتوحات اسلامى به عنوان اعمال خشونتآميز و شبه ترور، انجام دادهاند. آنها دين اسلام را دين شمشير دانسته و مقاومت در مقابل اشغال اسرائيلىها را با اين مسئله در هم آميخته و اين مقاومت را دستاويزى براى القاى اين مطلب كه اسلام دين خشونت است، قرار دادهاند. ١٦
همچنين، اين كتابها، حاوى مطالبى در مورد فتوحات اسلامى است و آن را نشانگر روحيه دشمنى و جنگطلبى و خشونت عربها دانسته است. در يكى از اين كتابها، اين مطلب آمده است: «خلفا كه همان جانشينان محمد بودند، از روحيه جنگطلبى و خشونت عربها براى مقابله با كافران موجود در خارج از شبه جزيره عربستان، استفاده كردند و عربها را به جنگ امپراتورى ايران و مسيحيانى كه در امپراتورى بيزانس سكونت داشتند، روانه كردند. ١٧
با مطالعه كتب تاريخى و سيره نبوى، متوجه مىشويم كه جنگ ضد بيزانسىها، جنگى پيشگيرانه بوده است؛ زيرا هنگامى كه پيامبر اسلام (ص) نامههايى براى امپراتور بيزانس و برخى از فرمانروايان فرستاد و آنها را دعوت به پذيرش دين اسلام كرد، امپراتور بيزانس، با تهديد پاسخ اين نامه را داد و گفت مسلمانان را از بين مىبرد، امّا فرمانروايان مصر و حبشه، نه پاسخ مثبت دادند و نه پاسخ منفى و نه كسى را تهديد كردند و به همين دليل بود كه پيامبر (ص) دست به يك جنگ پيشگيرانه برضدّ آنها زد.
پىنوشتها در دفتر مجله موجود است.