ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - شام در گذر تاريخ
سعد بن عباده، مدرك بن زياد، امّ حبيبه و ديگران نام برده، در مورد برخى از آنها ترديد مىكند. ٣٨
آنگاه وهب بن منبّه، شاگرد مبرّز و نسخه برابر با سند كعب مىگويد: «نام شام آنقدر در كتاب خدا تكرار شده كه گويى خداوند جز شام به هيچ سرزمين ديگرى كار ندارد». ٣٩
جالب توجه و شايان دقت است كه كعبالاحبار به سال ٣٢ ق. يعنى در عهد عثمان درگذشت. ٤٠ اگر او زنده بود و دوران سلطنت معاويه را مشاهده مىكرد، شايد دهها برابر آنچه درمورد شام جعل كرده است، جعل و پاداشهاى بيشترى از معاويه دريافت مىكرد.
آيا مىتوان گفت كه بنىاميّه براساس همين روايات مجعول، شام را به عنوان مركز قدرت و خلافت خود برگزيد؟
چنانكه مىدانيد شمارى از آيات قرآن به خاندان اموى تفسير شده، و در يكى از آنها به عنوان: «الشجّرة الملعونة فى القرآن» ٤١ از آل ابى سفيان ياد شده است. سيد هاشم بحرانى در ذيل اين آيه شريفه پانزده حديث از پيشوايان معصوم (ع) روايت كرده كه منظور از شجره ملعونه «بنىاميه» هستند. ٤٢
اين شجره ملعونه بر اساس تفكرات كعبالاحبار و براى يافتن هويّتى جديد به شام منتقل شد. معاويه نخست به عنوان والى شام و سپس به عنوان «خليفه» قدرت را به دست گرفت و جنگ صفّين را به وجود آورد او پس از فاجعه حكميت، رسماً بر ممالك اسلامى سيطره يافت، آنگاه با امام حسن مجتبى (ع) جنگيد و بر خلاف مواد صلحنامه پسرش يزيد را ولى عهد خود گردانيد.
يزيد نيز فاجعه كربلا، تهاجم وحشيانه به مدينه و تهاجم به مكه معظمه را پديد آورد. و اينك جهان در انتظار خروج طاغوت آخرالزّمان، «سفيانى» از تبار اين شجره ملعونه است.
اگر بخواهيم فجايع بنىاميه را فهرستوار بشماريم به چندين مجلّد خواهد انجاميد. از اين رهگذر به نقل يك حديث بسنده مىكنيم: شيخ صدوق با سلسله اسنادش از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: «ما و آل ابى سفيان دو خاندان هستيم كه براى خدا با يكديگر دشمنى ورزيديم: ما گفتيم: خدا راست مىگويد، آنها گفتند: دروغ مىگويد. ابوسفيان با پيامبر خدا (ص) جنگيد، معاويه با علىبن ابىطالب (ع) جنگيد، يزيدبن معاويه با حسينبن على (ع) جنگيد، سفيانى نيز با قائم (ع) خواهد جنگيد». ٤٣
شام در آستانه ظهور امام مهدى (ع) چه وضعيّتى دارد؟
شام در آستانه ظهور محور شرارت، كانون شقاوت و مركز شناعت معرفى شده است.
شام پايتخت نيرومندترين حكومت ضدّ بشرى سفيانى در منطقه مىشود. او شش ماه مىجنگد تا بر سه كشور سوريه، اردن و فلسطين سيطره پيدا مىكند. وى هشت ماه حكومت مىكند و در آغاز نهمين ماه حكومتش حضرت بقيّةالله- اروحنا فداه- قيام مىكنند. سپاه سفيانى در سرزمين بيدا خسف مىشود، سپس سفيانى دستگير شده به دست يمانى سر از تنش جدا مىشود.
لازم به توضيح است كه در ميان بيش از ٢٠٠٠ علايم ظهور، تنها پنج علامت به عنوان علائم حتمى ظهور در احاديث صحيحه آمده است، كه عبارتند از: ١. خروج سفيانى؛ ٢. قيام يمانى؛ ٣. بانگ آسمانى؛ ٤. خسف بيدا؛ ٥. قتل نفس زكيه. ٤٤
همه نشانههاى حتمى، در سال ظهور اتّفاق مىافتد و از نظر زمانى نخستين نشانهاى كه رخ مىدهد و فرارسيدن انفجار نور و سپرى شدن شب ديجور غيبت را نويد مىدهد، خروج سفيانى است. امام باقر (ع) در اين رابطه مىفرمايد: «خروج سفيانى از نشانههاى حتمى است». ٤٥
و امام رضا (ع) با تأكيد بيشترى مىفرمايد: «ظهور قائم (ع) حتمى است، خروج سفيانى از سوى پروردگار حتمى است و هرگز بدون سفيانى، قائم (ع) قيام نخواهد كرد». ٤٦
امام صادق (ع) با تعيين وقت خروجش مىفرمايد:
«خروج سفيانى حتمى است و در ماه رجب خروج مىكند». ٤٧
اين تاريخ مربوط به آغاز حركت اوست، وى شش ماه مىجنگد تا به قدرت مىرسد، به مدت هشت ماه نيز بر سه كشور سوريه، اردن و فلسطين حكومت مىكند.
بنابر اين بيان منظور از ماه رجب، ماه رجب پيش از سال ظهور مىباشد.