ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - حكايت ديدار اسماعيل هرقلى
باعث محجوب شدن و دور شدن آنها از تو گشته است نه تو.»[١]
خوشى و سعادت حقيقى از آنِ جناب حضرت خضر (ع) و كسانى است كه با سيّد و آقاى عالَم مجالست و همنشينى دارند. حضرت خضر (ع) فرمانده دوهزار نفر از سربازان لشكر ذوالقرنين بود كه براى يافتن عينالحيات (آب زندگانى) مدتهاى زيادى مسيرى بسيار طولانى را طى كردند. بالاخره تنها حضرت خضر (ع) دسترسى به آن پيدا كرد و از آب آن چشمه نوشيد. اثر آن آب اين است كه ديگر مرگ سراغ او نمىآيد، مگر به اذن و اختيار خودش.[٢] امّا بايد اعتراف كرد كه آب حيات واقعى براى انسانها ولايت چهارده معصوم (ع) و محبت و اطاعت از آنها است، چنانچه كلمه «آب» در بسيارى از آيات قرآن كريم، تاويل به آن ذوات مقدسه (ع) شده است. شايد جناب حضرت خضر (ع) هم كه توفيق نوشيدن از آن چشمه حيات را يافت به خاطر همان ويژگى و خصوصيات استثنايى او در محبت و عشق به خاندان عصمت (ع) و تمايل زياد به ديدار و اطاعت از آنها بوده است؛ چنانكه از تاريخ استفاده مىشود. در كلاس تعليم به حضرت موسى (ع) نيز گفته شده كه اوّلين مطالبى را كه حضرت خضر براى حضرت موسى (ع) عنوان نمود، بحث ولايت حضرت رسول و اهل بيت آن حضرت بود و حتى جريان كربلا و شهادت امام حسين (ع) را هم براى او بيان كرد و هر دو به سختى گريه كردند.
٧. مستحب است فرد سواره به پياده سلام كند. امام صادق (ع) مىفرمايند: «آنان كه تعدادشان كمتر است به بيشترين سلام كنند و سواره به پياده، استرسوارها به الاغسوارها و اسبسوارها به استرسوارها سلام كنند.»[٣]
٨. وسواس فكرى اگر در مسائل عبادى و تكاليف دينى بروز كند، عامل بزرگى براى عقبافتادگى، سقوط و محروميت انسان از ترقى معنوى، لذت، نشاط در عبادت و عاملى براى نداشتن حضور قلب و در نتيجه ناراحتى و نگرانى خود و اطرافيان است. منشأ آن نيز جهل انسان نسبت به احكام است. پس وقتى كه شخص انگيزه و تمايل قوى به اداى تكاليف- آن هم با كيفيت عالى- دارد امّا نمىداند كه چگونه بايد آن را انجام دهد. ايندو باعث مىشود كه در عمل، به احتياط كشيده شود، كه نام اين احتياط (نامشروع) «وسواس» مىباشد، در حالىكه چنين احتياطى در واقع احتياط نيست و به تعبير شيخ اعظم انصارى (ره) «احتياط در ترك احتياط است»، زيرا شخص، به بطلان عمل- طبق فتواى بعضى-، اذيّت ديگران و اسراف مبتلا مىشود. مثلًا براى آب كشيدن لباس، بدن يا وضو گرفتن و غسل نمودن، دفعات زيادى آب مىريزد و باعث ناراحتى خود و ديگران و اسراف در مصرف آب مىشود.
البته اين عمل نادرست، غير از آن احتياط فقهى است كه منشأ آن علم است؛ يعنى به فتواى مجتهد علم دارد و مرجع او گفته كه مثلًا تسبيحات اربعه را احتياطاً در نماز سه مرتبه انجام دهد، يا خود مجتهد بعد از توجه به ادله احكام و نيافتن حكم واقعى، در مقام عمل براى برائت ذمه خويش و ديگران، احتياط فقهى را بر مىگزيند. شخص مبتلا به وسواس، لازم است براى معالجه خويش اقدام كند زيرا هر چه دير شود حالت وسواس با روحيه او انس گرفته، معالجه آن سختتر مىشود.
چنين فردى براى معالجه وسواس بايد ابتدا نزد عالمى برود، حكم دقيق مسئله را ياد بگيرد، سپس در مقام عمل، به دستور شيطان اعتنا نكند، زيرا شيطان دوست دارد از او اطاعت شود و هر گاه انسان از او نافرمانى كند، ديگر سراغش نمىآيد.[٤]
در روايتى آمده كه عبدالله بن سنان مىگويد، خدمت امام صادق (ع) نام مردى را بردم كه گرفتار وسواس در وضو و نماز بود، گفتم كه او مرد عاقلى است. امام (ع) فرمودند: «چه عقلى براى او هست در حالى كه از شيطان تبعيت مىكند؟» عرض كردم: چگونه اطاعت از شيطان مىنمايد؟ فرمودند: «از او بپرس، اين فكر وسواسى او از كجا نشأت مىگيرد؟ خود او مىگويد كه از عمل شيطان است.»[٥]
همچنين اذكار و روشهاى گوناگونى در روايات اهل بيت (ع) براى معالجه وسواس گفته شده است، از جمله: «لا اله الا الله»،[٦] سه روز روزه گرفتن از هر ماه «پنجشنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه وسط آن»، روزه گرفتن ماه شعبان[٧] و تكرار اين ذكر: «توكّلت على الحى الذّى لايموت و الحمد لله الذّى لم يتّخد ولداً و لم يكن له شريكٌ فى الملك و لم يكن له ولى من الذّلّ و كبرّه تكبيراً.»[٨]
٩. اطاعت از خداوند متعال و معصومين (ع) كه در آيه اولى الامر واجب شده است،[٩] در جايى كاملًا آشكار مىشود كه بر خلاف ميل و رضايت انسان باشد. شايد بدين جهت است كه حضرت رسول اكرم (ص) ارزشمندترين اعمال را دشوارترين آنها مىدانند.[١٠] اميرالمؤمنين (ع) نيز بالاترين عمل را عملى مىدانند كه بر خلاف ميل نفس باشد. و بالاخره رضايت الهى نيز در رضايت انسان به قضا و قدر او تحصيل مىشود.[١١]
اگر اسماعيل هرقلى در همان لحظهاى كه تمايل جدى به رفتن دنبال امام (ع) داشت، در همان فرمان اوّل حضرت به برگشت، اطاعت مىكرد، چنين بود. به بزرگى گفتند چه چيز اراده كردهاى؟ به گفت: «اراده كردهام كه اراده نكنم.»
١٠. دستور امام (ع) به قبول نكردن پول مسنتصر، براى همه قابل توجّه است كه بايد دقت كنند، مال از راه حلال به دست بيايد. اشكال مال مستنصر بالله يا به خاطر آن بوده كه برخى از اموال حكومت از طريق غير حلال از مردم گرفته شده بود، يا به خاطر آنكه مستنصر از طرف امام (ع) يا مجتهد جامعالشرايط حكومت نمىكرد، و لذا همه تصرفات او حرام بود.
پىنوشتها:
[١]. كلينى، اصول كافى، ج ٢، ص ٨٣./ ٢. همان، ج ٣، ص ٢٨٥.
[٣]. غرر الحكم./ ٤. همان./ ٥. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٩٨.
[٦]. سوره مائده (٥)، آيه ٦.
[٧]. سوره مائده (٥)، آيه ٣٥ و نيز فرمود: «وَلِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها.» سوره اعراف (٧)، آيه ١٨٠.
[٨]. فرازى از دعاى ابوحمزه ثمالى.
[٩]. داستان حضرت خضر (ع) را علامه مجلسى (ره) در كتب: حياة القلوب، ج ١، صص ٤٤٤- ٤٥٤ در ضمن داستان «ذوالقرنين» به طور مفصل ذكر كردهاند.
[١٠]. اصول كافى، ج ٤، ص ٤٦٢.
[١١]. فروع كافى، ج ٣، ص ٣٥٨.
[١٢]. اصول كافى، ج ١؛ وسائل الشيعه، ج ١، ص ٤٦.
[١٣]. همان، ج ٢، ص ٤٢٤.
[١٤]. كنزالعرفان.
[١٥]. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٢٤.
[١٦]. سوره نساء (٤)، آيه ٥٩.
[١٧]. بحارالأنوار، ج ٧، ص ١٩١.
[١٨]. همان، ج ٨٢، ص ١٣٤.