ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
حقيقت بهار تحوّل احوال
٢ ص
(٤)
سخن اوّل «رزق»
٢ ص
(٥)
سخن دوم «سير رزق»
٢ ص
(٦)
سخن سوم «متولى رزق»
٢ ص
(٧)
سخن چهارم «بزرگ ترين رزق و نعمت»
٣ ص
(٨)
وامّا سخن پنجم «زيارت»
٣ ص
(٩)
شعر و ادب
٤ ص
(١٠)
آه، اى بهار گُمشده !
٤ ص
(١١)
چند رباعى مهدوى
٤ ص
(١٢)
وقتِ حضور توست
٥ ص
(١٣)
مُنتظرم تا
٥ ص
(١٤)
خبر از ظهور تو
٥ ص
(١٥)
از ميان خبرها
٦ ص
(١٦)
آمريكا؛ سه ساعت تا سقوط كامل سياسى اقتصادى
٦ ص
(١٧)
ورود چهارهزار روحانى وهابى به ايران
٦ ص
(١٨)
شيوع بيمارى پوستى ناشناخته در ميان اسيران فلسطينى
٦ ص
(١٩)
نماز جمعه وهابيون در تهران
٦ ص
(٢٠)
مفتى اعظم مصر شيعيان از ما پيشى گرفتند
٦ ص
(٢١)
فشار روز افزون بر شيعيان بحرين
٧ ص
(٢٢)
تبليغ بهائيت در برخى مدارس كشور
٧ ص
(٢٣)
هشدار آيت الله العظمى صافى گلپايگانى به شيوع عرفان هاى كاذب
٧ ص
(٢٤)
جايگاه حُديث و حكيمه خاتون در دوران غيبت صغرا
٨ ص
(٢٥)
حُديث مادر امام حسن عسكرى (ع)
٩ ص
(٢٦)
الف) نقش حُديث در دوران امام هادى (ع)
٩ ص
(٢٧)
ب) نقش سياسى- اجتماعى حُديث در دوران امام عسكرى (ع) و پس از شهادت آن حضرت
١٠ ص
(٢٨)
1 نگاهى گذرا به شخصيت و زندگى امام حسن عسكرى (ع)
١٠ ص
(٢٩)
2 حُديث وصى امام حسن عسكرى (ع)
١١ ص
(٣٠)
3 نرجس خاتون، مادر امام زمان (ع)
١٣ ص
(٣١)
بوى عيد
١٥ ص
(٣٢)
اعجاز الهى پشتوانه قيام امام مهدى (ع)
١٦ ص
(٣٣)
درآمدى بر تاريخ پس از ظهور
١٨ ص
(٣٤)
1 سخنرانى امام (ع)، نقطه آغازين ظهور
١٩ ص
(٣٥)
2 بيعت ياران
١٩ ص
(٣٦)
3 ياران امام (ع)؛ ويژگى ها
١٩ ص
(٣٧)
4 طليعه پيروزى
٢٠ ص
(٣٨)
5 فرو رفتن لشكريان سفيانى در زمين بيداء
٢٠ ص
(٣٩)
6 كوفه، مقصد نخست
٢٠ ص
(٤٠)
7 گستره حكومت مهدوى
٢٠ ص
(٤١)
8 نگاهى ديگر به ويژگى هاى ياران امام مهدى (ع)
٢١ ص
(٤٢)
9 ضمانت هايى براى پيروزى امام (ع)
٢١ ص
(٤٣)
10 نبرد با سفيانى
٢١ ص
(٤٤)
11 فتح جهان بدون خونريزى و كشتار
٢١ ص
(٤٥)
12 موضع گيرى هاى مسلحانه در برابر امام (ع)
٢١ ص
(٤٦)
13 مدت حكومت امام مهدى (ع)
٢٢ ص
(٤٧)
14 امر جديد، كتاب جديد و
٢٢ ص
(٤٨)
15 ضمانت هايى براى تحقق سريع و عميق عدالت در جهان
٢٢ ص
(٤٩)
16 قابليت هاى فرماندهى در ياران امام (ع)
٢٢ ص
(٥٠)
17 آزمون امام (ع) از ياران خاص و نيز همه امّت اسلامى
٢٢ ص
(٥١)
18 روش هاى تربيتى امام (ع)
٢٢ ص
(٥٢)
19 دستاوردهاى امام (ع) در عرصه هاى اجتماعى و اقتصادى
٢٢ ص
(٥٣)
20 امام مهدى (ع)، مسيح و اهل كتاب
٢٣ ص
(٥٤)
امام مايه فيض و بركت
٢٣ ص
(٥٥)
(معرفى كتاب) تاريخ كوفه
٢٣ ص
(٥٦)
از ظهور تا قيامت
٢٤ ص
(٥٧)
مقدمه
٢٤ ص
(٥٨)
از ظهور تا قيامت
٢٥ ص
(٥٩)
1 ظهور اصغر
٢٥ ص
(٦٠)
2 آستانه ظهور (آغاز فعاليت هاى سفيانى و يمانى)
٢٦ ص
(٦١)
3 ظهور محدود صيحه تا شهادت نفس زكيه
٢٦ ص
(٦٢)
4 آغاز دعوت شهادت نفس زكيه تا عاشورا
٢٦ ص
(٦٣)
5 ظهور اكبر عاشورا
٢٧ ص
(٦٤)
6 عاشورا تا ربيع الاول سال اوّل ظهور
٢٧ ص
(٦٥)
7 بازگشت مسيح و پايان بخشيدن به جريان سفيانى
٢٧ ص
(٦٦)
8 جنگ با يهود و فتح كامل خاورميانه
٢٨ ص
(٦٧)
9 دعوت جهانى
٢٨ ص
(٦٨)
10 نبرد اوّل با اهل كتاب و غربيان تا صلح با غرب
٢٨ ص
(٦٩)
11 نبرد دوم با غرب و شكست آنان
٢٨ ص
(٧٠)
12 شورش دجال و كشته شدن
٢٨ ص
(٧١)
13 نبرد با يأجوج و مأجوج
٢٩ ص
(٧٢)
14 نبرد با ابليس و مرگ او
٢٩ ص
(٧٣)
15 حكومت جهانى
٢٩ ص
(٧٤)
16 وفات مسيح
٢٩ ص
(٧٥)
17 وفات امام عصر (ع)
٢٩ ص
(٧٦)
18 رجعت
٣٠ ص
(٧٧)
19 مقدمات قيامت
٣٠ ص
(٧٨)
آقاى ثانيه ها
٣٠ ص
(٧٩)
مهربان تر از باران!
٣٠ ص
(٨٠)
عزيزفاطمه!
٣٠ ص
(٨١)
آقاى پر از احساس!
٣٠ ص
(٨٢)
تنهاترين مرد خدا!
٣٠ ص
(٨٣)
ياور افلاكى من!
٣٠ ص
(٨٤)
شاهد دادگاه عدل!
٣٠ ص
(٨٥)
جايگاه حجت هاى الهى در هستى
٣١ ص
(٨٦)
1 حجت هاى الهى، مايه بسته شدن راه بهانه جويى بر مردم
٣١ ص
(٨٧)
2 نياز هميشگى به حجت
٣١ ص
(٨٨)
3 لزوم زنده بودن حجت الهى
٣٢ ص
(٨٩)
4 امكان غيبت حجت هاى الهى
٣٢ ص
(٩٠)
5 حجت هاى الهى، معيار تشخيص حق و باطل
٣٣ ص
(٩١)
6 حجت هاى الهى، بيان كننده حلال و حرام الهى
٣٣ ص
(٩٢)
نامه نهم
٣٤ ص
(٩٣)
فوز اكبر
٣٨ ص
(٩٤)
گزارشى از كتاب
٣٨ ص
(٩٥)
انگيزه تأليف
٣٨ ص
(٩٦)
دولت كريمه (معرفى كتاب)
٤٢ ص
(٩٧)
پرسش شما پاسخ موعود
٤٣ ص
(٩٨)
حكومت امام زمان (ع) چند سال طول مى كشد؟
٤٣ ص
(٩٩)
1 مدت زمان هاى بيان شده در روايات
٤٣ ص
(١٠٠)
الف) روايت هاى هفت و نه سال
٤٣ ص
(١٠١)
ب) روايت هاى نوزده سال
٤٤ ص
(١٠٢)
ج) روايت هاى چهل سال
٤٤ ص
(١٠٣)
د) روايت هاى هفتاد سال
٤٤ ص
(١٠٤)
ه) روايت هاى 309 سال
٤٤ ص
(١٠٥)
2 جمع بين روايات
٤٤ ص
(١٠٦)
جايگاه دين در برنامه هاى فرهنگى نظام
٤٦ ص
(١٠٧)
حكايت ديدار اسماعيل هرقلى
٤٨ ص
(١٠٨)
درآمدى بر تربيت نسل منتظر
٥٢ ص
(١٠٩)
پنجمين اصل تكريم شخصيت
٥٢ ص
(١١٠)
نوجوان و تكريم شخصيت
٥٢ ص
(١١١)
نياز به احترام از اساسى ترين نيازهاى انسان است
٥٣ ص
(١١٢)
آثار تربيتى تكريم شخصيت
٥٣ ص
(١١٣)
اسلام و تكريم شخصيت كودك و نوجوان
٥٣ ص
(١١٤)
راه هاى تكريم شخصيت
٥٣ ص
(١١٥)
نمونه هايى از اهانت به شخصيت
٥٤ ص
(١١٦)
ماشين شن پاش
٥٤ ص
(١١٧)
عارضه عقده حقارت
٥٥ ص
(١١٨)
سينماى غرب و ارتباط آن با اهداف صهيونيسم
٥٦ ص
(١١٩)
تاريخچه حجامت و مبارزه طب استعمارى با آن
٦١ ص
(١٢٠)
حجامت هديه شب معراج
٦٢ ص
(١٢١)
توطئه طبّ استعمارى عليه حجامت
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - وامّا سخن پنجم «زيارت»

نقمت‌ها برمى‌دارد. نكته‌اى ظريف مى‌فرمايد: «امّا آدمى، چون پروردگارش بيازمايد و گرامى‌اش دارد و نعمتش دهد، مى‌گويد: پروردگار من مرا گرامى داشت‌و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد مى‌گويد: پروردگار من، مرا خوار ساخت. نه چنان است شما يتيمان را گرامى نمى‌داريد ...» آيات ناظر بر اين معانى‌اندكه ابتلا و امتحان پرده از نعمت‌ها يا رنج‌ها و بلاها برمى‌دارند؛ در حالى كه‌بشر گرفتار صورت و ظاهر قضايا، گاه نعمت‌ها و اكرام و رنج‌ها را به خوارى‌هاى‌خدادادى برمى‌گرداند؛ به خود غرّه مى‌شود يا مأيوس و نوميد. آيات عمل آدمى را (اعم از انجام تكاليف، خيرات و مبرّات، رسيدگى به ضعيفان و يتيمان و ...) ناظر بر اين همه مى‌شناسد. با اين همه، نمى‌توان از اين نكته غفلت كرد كه‌اين همه روزى، بى‌دليل و واسطه به انسان نمى‌رسد.

سخن چهارم: «بزرگ‌ترين رزق و نعمت»

در باور دينى ماست كه حجج الهى، امناى خداوند، خزانه‌داران او، فرودگاه وحى، معدن رحمت، ولى نعمتان، راه اويند. ٥ هم آنان كه واسطه فيض خداوند براى‌همه موجودات اعم از جماد، نبات، حيوان، انسان، ملك، جن و ... اند. يعنى هيچ‌رزقى از آسمان براى هيچ موجودى فرو نمى‌بارد الّا از طريق و به واسطه حجّت‌خداوند. به همان سان كه هيچ دعا و درخواستى به آسمان نمى‌رود، مگر از طريق‌همان حجج.

در عصر امامت هر يك از حضرات، هم ايشان واسطه فيضند و قاسم روزى، چنان‌كه‌امروز در عهد امامت حضرت صاحب‌الزّمان (ع)، ايشان عهده‌دار اين امرند.

براى حضرت بيش از يكصد و هشتاد شأن ذكر شده است كه واسطه فيض بودن تنهايكى از آن همه است. اين امر، نكته لطيفى را در خود مستتر دارد و آن اين‌است كه، نعمت اوّل و بزرگ‌ترين نعمت خداوند كه فتح باب جمله نعمت‌هاى اوست، خلق ايشان و جعل مقام و منصب ايشان در عرصه هستى است. امام مبين و بر حق، از آن رو كه امام بزرگ‌ترين و اصلى‌ترين نعمت و كليددار خزانه خداوند هستند، جمله موجودات به اذن خداوند روزى‌خوار او هستند و مديون وجود شريفش.

چنان‌كه از قول حضرت اباعبدالله، امام ششم (ع) برمى‌آيد: «لولا الحجّة لساخت‌الارض باهلها؛ اگر حجّت نباشد، زمين اهلش را مى‌بلعد.»

ماندن، قرار، استمرار حيات زمين هم با همه ساكنانش بايد روزى زمين بشود وبه واسطه حجّت خداوند، زمين امكان ماندن مى‌يابد.

شايد اگر ضرورت ماندگارى آسمان و زمين تا وقت معلوم در ميان نبود، در اثرآنچه كه از ناسپاسى و كافرنعمتى و ظلم مرتكب شده‌ايم، لحظه‌اى روى ماندن ومجال ديدار هستى را نمى‌يافتيم.

«غيبت» امام، ما را از بهره‌مندى مستقيم محروم ساخت امّا، استحقاق عموم‌آفريده‌ها براى ماندن و روزى‌خوردن و حكمت خداوندى او را در پس پرده حفاظت‌نمود تا وقت معلوم ظهور فرا برسد.

غرق شدن بشر در ظلم و نكبت و ادبار، حاصل جدايى ميان ما و امام معصوم (ع) بود، امّا ماندگارى زمين نتيجه تداوم لطف و حكمت خداوندگار هستى؛ چنان‌كه‌درباره مراعات حال بندگان آمده است:

«نحن غير مهملين لمراعاتكم؛ ما از كسانى نيستى كه مراعات حال شما را نكنيم ...»

وامّا سخن پنجم: «زيارت»

از ميان سنن حسنه مانده از حضرات معصومين (ع)، سنّت زيارت، از جايگاه بلندى‌برخوردار است. زيارت ديدار و ملاقات مزور (زيارت شونده) است. مجالى براى‌نسبت يافتن و پيوند با آنكه زيارتش مى‌كنيم، به خدمت در آمدن، ياد كردن واعلام هم‌افقى با حجج الهى است؛ ذكر عظيمى كه پرده‌هاى غفلت را از جلوى‌ديدگان سر و دل آدمى مى‌درد. در ميان همه زيارات رسيده، «زيارت اربعين امام‌حسين (ع)» جايگاهى رفيع و ويژه دارد.

«اربعين» نقطه عطف مهم و اوّلين نقطه عطف پس از واقعه جان‌سوز كربلا در روزعاشوراست.

اوّلين جوانه قيام اباعبدالله در اربعين بر شاخه نهال قيام عاشورا ظاهر شد.

دانه قيام، احياگرى و پاسداشت عهد الله در روز عاشورا، در زمين قتلگاه‌قرار گرفت.

عهدى كه به واسطه غلبه اولياى كفر و شرك و ضلالت به فراموشى سپرده شده بود، عهد خدا و ولى خدا كه بدل به عهد با طاغوت وا ئمّه ضلالت شده بود و امام‌حسين براى تجديد و تبديل آن راست قامت، در ميدان كربلا ايستاد؛ چنان‌كه، دراين ماجرا، دين فسرده شده و سنّت فراموش شده، احيا گرديد تا واسپس رسوايى فرزند خواندگان ابليس مجال ظهور و بروز دوباره پيدا كند.

اين همه و از جمله جريان ولايت‌مدارى معصوم (ع)، به بركت و در اثر خون حسين وشهيدان كربلا، به ثمر نشست و در اربعين، اوّلين جوانه خود را آشكار ساخت.

زيارت اربعين، مسيرى فراروى ديگران قرار داد تا امكان تداوم سنّت احياگرى وحفاظت از عهد فراهم آيد و مانعى در برابر تحريف‌كنندگان دروغ‌زن باشد. ازهمين مجرا بود كه امكان تفسير و تبيين قيام نيز فراهم مى‌آمد.

شايد به واسطه اين مهم است كه امام حسن عسكرى (ع) زيارت اربعين را در كنارچهار عمل ديگر به عنوان نشانه «شيعه بودن» ذكر مى‌كنند.

زيارت، مجال پيوند قيام و زيارت شونده را با «آينده» ممكن مى‌سازد. امرمهمّى كه مانع از رسيدن قيام به بن‌بست و كهنه و فرسوده شدن آن مى‌شود.

چنان‌كه مى‌دانيد، تنها زيارتى كه هيچ سختى و شدّتى نمى‌تواند مانع از انجام‌آن شود، زيارت حضرت اباعبدالله (ع) است. پيوند قيام، تداوم احياگرى و حفظعهد خداوند تا آينده، بسته به حفظ و مراقبت از اين زيارت و مراعات سنّت‌زيارت است.

در آخرين فرازهاى زيارت اربعين مى‌خوانيم:

«أشهد أنّى بكم مؤمنٌ و بايابكم موقنٌ، بشرايع دينى و خواتيم عملى و قلبى لقلبكم سلمٌ و امرى لأمركم متّبع و نصرتى لكم معدّحتّى ياذن الله لكم ...»

... ادامه در صفحه ١٥

پى‌نوشت‌ها:


[١]. مفاتيح الجنان، دعاى حضرت مهدى (ع).

[٢].

[٣]. سوره انعام، آيه ٥٩.

[٤]. فرازهايى از دعاى كميل، مفاتيح الجنان.

(٥). زيارت جامعه كبيره.