ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
فراوانى وجود دارد كه قبل از اسلام در ايران حجامت وجود داشته به نحوى كه در زمان خلافت عباسى در جامعه ايران رايج بوده و هارونالرشيد به توصيه يكى از حجّامهاى ايرانى حجامت كرده و از مرگ نجات يافته است و در هزار سال قبل، بوعلى سينا حجامت را به عنوان يك ركن درمانى مطرح كرده و استفادههاى گوناگونى از آن مىكند. همچنين ساير دانشمندان طب در ايران مانند جرجانى و حكيم محمد بن زكرياى رازى و ديگران همه از حجامت بهره گرفتهاند و از آن پس نيز حجامت در فرهنگ ما جايگاه ويژهاى داشته است و به عنوان يك سنت مؤكّد جزء اعتقادات مردم بوده است. بزرگسالان در حمام حجامت مىنمودهاند و در بهاران، كودكان خود را ملزم به انجام حجامت مىكردهاند. مردم براساس توصيه رسول اكرم (ص) كه مىفرمايد «نعم العيد عيد الحجامة؛ چه خوب عيدى است عيد حجامتت»، عيد خون مىگرفتند و روز مشخصى از سال را براى اين كار تعيين مىكردند.
اين روند ادامه داشت تا اينكه در سال ١٣٣٤ (دو سال بعد از كودتاى ٢٨ مرداد) و همزمان با وضع قانون نظارت در درمان، به شكل گستردهاى با حجامت مبارزه شد و ژاندارمها حجامتگران را در سراسر كشور دستگير مىكردند و بدين ترتيب اين سنت الهى پرسابقه از روند رفتارهاى سنتى جامعه خارج گرديد و تنها در مناطقى از كشور كه تحت تسلط كامل دولت نبود اين سنت اجرا مىشد و مردم بيمارىهاى خود را به وسيله آن مداوا مىكردند و وضعيت به همين منوال ادامه داشت تا در سال ١٣٦٥ در جمعى كه به انگيزه كشف يك راه درمانى ساده و فراگير و ارزان قيمت و به منظور ارائه يك روش درمانى پيشگيرانه تشكيل شده بود، اين سنت پيشنهاد و مورد توجه و تحقيق قرار گرفت و پس از آن در سال ١٣٦٨ در قالب «مؤسسه تحقيقات حجامت ايران» به ثبت رسيد. در ابتداى كار تعريف مشخصى از حجامت وجود نداشت. اطلاعات لازم پيرامون حجامت بسيار پراكنده و ناقص بود؛ تجربيات درمانى حجامت فقط در اذهان معدود پيرمردانى وجود داشت كه در اقصى نقاط كشور حضور داشتند. تأثيرات كاربردى حجامت و شيوه انجام آن نيز در كتابى تدوين نگرديده بود. جمعآورى اين اطلاعات قبل از اينكه يك كار پژوهشى در گوشه كتابخانهها و آزمايشگاهها باشد يك كار تحقيقى، فرهنگى و مردمشناسى بود. علاوه بر آن در سال ٦٩ با درك اين مطلب كه منطق تجويز حجامت به نقش جاذبه ماه بر روى مايعات زمين و بالاخره بر روى بدن انسان ارتباط دارد، روند مطالعات اوّليه تغيير كرد و مطالعه بر روى تغييرات جوى و جاذبه ماه و خورشيد و جذر و مد آب دريا نيز به آن اضافه شد و زمانى تأثير قطعى حجامت بر بيمارىها در مؤسسات مشاهده شد كه ضوابط ايام حجامت رعايت گرديد.
روند منسوخ شدن حجامت به تناسب فراگير شدن طبّ شيميايى در سراسر جهان، پيشرفت داشته و همراه با نفوذ فرهنگ استعمارى در جوامع مختلف، به تناسب زدايش خودباورىهاى فرهنگى و دينى جوامع، روش طبابت جديد نيز جاى باز نموده و روشهاى درمان دينى و سنتى از روند رفتارهاى اجتماعى خارج شده است و به دليل اينكه برنامههاى فرهنگى استعمارى به شكلى سيستماتيك طراحى گرديده و گردونههاى به همپيوستهاى دارد، توانسته است اين روش بهداشتى دينى فراگير و بسيار باسابقه و مؤثر را از رديف رفتارهاى بهداشتى و درمانى جامعه خارج نمايد و مردم جهان را نسبت به آن جاهل و ناآگاه نگه دارد.
حذف نام حجامت از صفحات كتب طبى دانشگاه و تنظيم سيستم نظام پزشكى و قوانين نظارت بر درمان متناسب با روشهاى درمانى تدريس شده در دانشگاه و ضديت شديد با روشهاى درمانى سنتى و در اختيار داشتن ابزار و نيروهاى حكومتى، قدرتى را به اين سيستم داده است كه توانسته است به وسيله آن در مدت زمان كوتاهى يك سنت الهى ريشهدار تاريخى را از متن جامعه بشرى بزدايد و آثارى از آن باقى نگذارد.
حضرت امام خمينى (ره) در كتاب «رساله نوين» بخش مربوط به فقه پزشكى ماهيت فرهنگ استعمارى، از جمله طب استعمارى را اينگونه تعريف فرمودند: «غرب همه چيزى استعمارى دارد: طبّ استعمارى، فرهنگ استعمارى كه براى كشورهاى عقبافتاده صادر مىكند. آنها مىخواهند ما وابسته باشيم و چيزهايى كه به ما مىدهند وابستگى مىآورد. اگر مىخواهيد رشد حقيقى پيدا كنيد و مستقل شويد، اوّل اين وابستگى فكرى و قلبى را كنار بگذاريد.»
پىنوشت:
(١). امام خمينى (ره)، رساله نوين، ج ٢، ص ١٨١.