ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - سينماى غرب و ارتباط آن با اهداف صهيونيسم
دارد.
اينكه چرا بسيارى از فيلمهاى دوران كنونى، فيلمهاى وحشتناك و ترسناك هستند و چرا آنقدر جهان را وحشتناك و سياه نشان مىدهند، دقيقاً همين است كه مىخواهند خطر ظهور ضدّ مسيح يا شيطان را به بشر گوشزد كنند و بگويند كه تنها منجى ما نجاتبخش همه بشر است. در فيلمهايى كه در چند دهه غرب توليد كرده است، فيلمهاى ترسناك و هراسآور زيادى را شاهد بودهايم. هميشه يك خطرى جايى را تهديد مىكند؛ براى نمونه زامبىها. آنها كه مىميرند و با يك حالتهاى وحشتناكى تبديل به زامبى مىشوند، ويروسى كه همه را زامبى مىكند، يا زنبورها و سوسكها يا حشرات بزرگى كه به افراد بشر و آبادىها حمله مىكند يا آتش و آتشفشان يا سيل يا زلزلهاى كه خواهد آمد، يا بيمارىهاى فراگيرى كه همه را تهديد مىكند يا بيگانهها، فضايىها و تروريستهايى كه هيچ نمىفهمند.
هميشه رسانههاى غرب آدمها را از يك چيزى مىترسانند؛ آدمهاى جامعه خودشان و دنيا را سياه نشان مىدهند. براى نمونه نشان مىدهند كه صبح بيدار مىشوى و ناگهان خود را در يك زنجير مىبينى كه اگر خودت را از آن خلاص نكنى با بدترين شكنجهها روبه ور خواهى شد. هميشه ترس را به شما القا مىكنند به گونهاى كه اگر در خانه هم باشى، دچار وحشت هستى.
چند سال پيش يكى از محقّقان و كارگردانان آمريكايى به نام مايكل مور، در فيلمى به نام «بوليگ براى كلمباين» بررسى كرد كه چرا در آمريكا در سال، يازده هزار قتل با گلوله انجام مىشود؛ يعنى بيشتر از همه كشورها! ابتدا نظريهاى ارائه داد كه شايد به دليل سابقه خشونتبار آمريكا باشد. تحقيق كرد و به اين نتيجه رسيد كه نه! چنين نيست. در خيلى از كشورهاى دنيا اين سابقه بيشتر است. نظريه بعدى را ارائه داد كه دليل خشونت زياد آمريكايىها اين است كه اسلحه بيشترى در اختيار آنان است؛ ديد نه! در كانادا بيشتر است. در نهايت به اين نتيجه رسيد كه اين وضع فاجعه بار، حاصل ترسى است كه رسانهها در جامعه آمريكا مىپراكنند. مرتب در رسانهها القا مىكنند كه به زودى سيل مىآيد، آفات حمله مىكنند، تروريسم حاكم مىشود. فيلمها به شدت آدمها را مىترسانند، جهان را سياه مىنمايانند. هميشه انگار وحشتى در اين جهان حاكم است، ارواحى مىخواهند اين جهان را بگيرند، شيطان مىخواهد بيايد. در تداوم تبليغات رسانهاى و سينمايىشان، مىگويند ما هستيم كه مىتوانيم عليه شيطان و اين جهان سياه بجنگيم، عليه اين قاتلهاى زنجيرهاى. اين دستگاه ماست، اين چشم آبىهاى آمريكايى هستند كه مىتوانند اين كار را بكنند. ما هم براى اينكه شروران را سركوب كنيم، بايد برويم و در خانههاى آنها، آنها را سركوب كنيم. بدين نحو لشكركشىهاى پرخرج خود را هم توجيه مىكنند. اين عناصر نشاندهنده طرز فكر سردمداران امروز سرمايه، رسانه و سينماست كه به طور مشخص كاباليستها و صهيونيستها هستند.
در چنين شرايطى كه سينماى غرب چنين فعاليتهايى دارد، سينماى ايران چه برنامههايى داشته يا در آينده خواهد داشت؟
به واقع سينماى ايران هيچ برنامهاى نداشته و فكر هم نمىكنم در آينده با اين عوامل سينماى موجود، كار مهمى انجام دهد. شايد بفرماييد اين بدبينانه است ولى شما را به ساختارى كه سينماى ايران دارد توجه مىدهم. ببينيد شما اگر به كسى يا چيزى اميد داشته باشيد، برمىگردد به ساختار آن. براى نمونه فرض كنيد فرزندى داريد كه نبوغ خاصى در او مىبينيد. آنگاه مىگوييد اين بچه اگر تلاش كند، در آينده يك چيزى مىشود. در اين سينماى موجود، متأسفانه آنهايى كه دارند اداره مىكنند و ساختارش را دارند، دستكم آنهايى كه نبض كليدى را در اختيار دارند، يعنى تهيهكنندگان و توليد كنندگان به طور مشخص، اين ايدهها را ندارند. درباره فيلمسازها صحبت نمىكنم. برخى كارگردانان، آدمهاى خلاق و متعهدى هستند ولى به طور مشخص تهيه كنندگان،