ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ١٢ شورش دجال و كشته شدن
٨. جنگ با يهود و فتح كامل خاورميانه
بنابر روايات متعددى كه ذيل آيات آغازين سوره بنىاسراييل بيان شده دومين شكست جدى يهوديان در طول تاريخ به دست ياوران امام عصر (ع) خواهد بود. اين مطلب را در منابع اهل تسنن نيز مىتوان يافت. براى نمونه: «قيامت برپا نشود تا اينكه بين مسلمانان و يهوديان جنگى رخ دهد كه مسلمانان همه آنان را به هلاكت رسانند؛ به گونهاى كه اگر شخصى يهودى در پشت درخت يا صخرهاى پنهان شود آن درخت و صخره به صدا در آمده و مىگويد: اى مسلمان، يك يهودى در پناه من مخفى شده، او را هلاك كن ....» ٣١
همان طور كه مشاهده مىشود اين جنگ متفاوت با جنگهاى معمولى خواهد بود به نحوى كه نباتات و جمادات نيز به يارى ياران امام زمان (ع) خواهند آمد تا به ظلمها و جنايات پايان ناپذير يهود خاتمه بخشند. با تسلط بر فلسطين و مناطق اطراف آن در اين مقطع، امام زمان (ع) بر منطقه خاورميانه مسلط مىشوند.
٩. دعوت جهانى
با استقرار حكومت مهدوى در منطقه خاورميانه، اقدامات تبليغى براى رساندن فرهنگ اصيل اسلامى به تمام مناطق جهان آغاز مىشود. حضرت مسيح (ع) مأمور رساندن اين پيام به گوش مسيحيان و پيروان خويش را برعهده دارند. در پى اين اقدامات تبليغى، غربيان كه تاب حكومت عدل و جهانى امام عصر (ع) ندارند به جنگ با ايشان مىپردازند. ٣٢
١٠. نبرد اوّل با اهل كتاب و غربيان تا صلح با غرب
درباره زمان آغاز و مدت اين نبرد در روايات مطلبى يافت نشد امّا با توجه به شواهد و قرائن مىتوان آن را در ماههاى آغازين پس از ظهور تصور كرد. زيرا ايشان در مدتى كمتر از سه ماه بر خاورميانه مسلط مىشوند و پيش از آن با صيحه جبرييل همگان با شخصيت حضرت مهدى (ع) و اهداف و برنامههاى ايشان آشنا شدهاند. از سويى امام (ع) از تمامى فرصتها بهره مىبرند و براى ابلاغ پيام جهانى خويش اقدام مىنمايند و از سوى ديگر در طول قرون متمادى و پيش از تولد امام زمان (ع) براى ممانعت از اقدامات عدالت گسترانه ايشان مترصد ظهور بودهاند. ظالمان كه حضرت مهدى (ع) را در هم شكننده تمام هيمنه خويش مىدانستهاند هرگز براى مخالفت و مبارزه با ايشان زمانه را از دست نخواهند داد. به خصوص كه مىدانند هر لحظهاى كه از ظهور بگذرد بر تعداد ياران و شيفتگان امام زمان (ع) افزوده خواهد شد. در برخى از روايات سرآغاز اين نبرد را پناه بردن بازمانده سپاه سفيانى به غرب بيان شده است. ٣٣ ظاهرا در اين ماجرا غربيان حضرت مسيح (ع) را ميانجى خويش قرار مىدهند و قرارداد صلحى ميان دو طرف براى مدت هفت سال برقرار مىگردد. ٣٤
١١. نبرد دوم با غرب و شكست آنان
غربيان تنها با گذشت نه ماه، دو يا سه سال (به اختلاف روايات) از عقد اين قرارداد صلح، آن را نقض مىكنند و با سپاهى متشكل از هشتاد پرچم (شايد كنايه از كشور باشد) و نزديك به يك ميليون سرباز به مسلمانان حمله ور مىشوند. ٣٥ به رغم حضور اين خيل سپاه جهانى در منطقه فلسطين، كه با همراهى برخى از اعراب با غربيان ادامه مىيابد به نفع مسلمانان و سپاه ظهور خاتمه مىيابد. ٣٦ متاسفانه به غلط برخى نبرد قرقيسيا را معادل اسلامى آرماگدون درنظر مىگيرند. ٣٧ با نگاه دقيقتر مىتوان ادعا كرد غربيان با در نظر گرفتن نبرد نهايى امام عصر (ع) با روم و غرب داستان آرماگدون را ساختهاند يا در منابع آسمانى تحريف ناشدهاى كه به طور محرمانه و مخفيانه در اختيار دارند ٣٨ از اين نبرد اطلاع يافتهاند و حقايق مربوط به آن را براى خويش تحريف كردهاند. ٣٩ مقايسه شباهتها و تفاوتهاى اين دو نبرد مجال ديگرى مىطلبد امّا به اجمال بايد اين دو را بسيار شبيه بدانيم.
١٢. شورش دجال و كشته شدن
ماجراى دجال با اوصاف خاص او مطلبى است كه غالبا