ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - سخن سوم «متولى رزق»
حقيقت بهار تحوّل احوال
حقيقت بهار، نعمت بزرگ و روزى عظيم، حضرت صاحبالزّمان است كه خطاب به حضرتشمىگوييم: السّلام على ربيعالانام و نضرة الايّام. و صورت آن، نوروز است كه درآستانهاش از خداوند طالب تحويل احوال مىشويم. تحويل حال، تحويل عهد است. فصل ظهور نيز فصل بهار است، فصل زندگى زير بيرق امام رئوف كه مجال اعمالولايت تام و تمام را مىيابد و دولت كريمه را تأسيس مىكند.
سخن اوّل: «رزق»
جمله آفريدهها، اعم از جماد، نبات، حيوان، انسان، جن، ملك و ... روزىخوارند، طالب روزى و بسته روزىاند. همه آنچه كه مىطلبند و از آن سمىيابند، رزق وروزىاى است كه به آنها مىرسد؛ حتّى اگر از تمام مراتبش غافل باشند.
عموم مردم سادهترين و نازلترين مرتبه رزق را مىشناسند و گاه آن را رزقمعرفى مىكنند؛ نان و آب و خورش روز و شب را. امّا، حسب آموزهها، همه آنچهكه موجودى ارضى يا سماوى براى ماندن، رفتن و كمال بدان احتياج پيدا مىكندرزقى است كه بايد به او برسد. خواه نان باشد و آب و خواه علم باشد و سير وسلوك در مراتب كمالى.
در دعاى حضرت مهدى (ع) مىخوانيم: «اللّهمّ ارزقنا توفيق الطّاعه و بعد المعصيهو صدق النيّة و عرفان الحرمه و ...[١] خداوندا، توفيق طاعت خودت را، دورىاز معصيت را، صدق نيّت را و ... روزىام گردان.»
اين همه بايد روزى شود تا انسانى، دعاكنندهاى بدان برسد و از ثمراتش بهرهببرد. چنانكه گاه در وقت دعا از خداوند مىخواهيم تا زيارت حضرات معصومين (ع) و شفاعت ايشان را نصيبمان سازد.
مصرع زيباى «مرا روزى مباد آن دم كه بى ياد تو بنشينم»[٢] نيز ناظر برهمين معنى است. شاعر، طالب آن است تا به ياد حضرت دوست بودن، روزىاش باشد. در حقيقت مىخواهد بگويد: غفلت و فراموشى ياد محبوب ازلى و ابدى هم مىتواندروزى بشود و تنها اين درخواست و دعاست كه مىتواند باعث تداوم روزى يادمحبوب شود.
سخن دوم: «سير رزق»
روزى، به هر كميّت و كيفيّت كه باشد، رها و يله نيست، بىمنبع و مشرب و مجرانيست و بىسبب از جايى به جايى نمىرود حتّى اگر درباره همه اين موارد غفلتداشته باشيم و از آن بىخبر بمانيم.
در دايره علم حضرت خداوندى است كه «ماتَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ؛[٣] هيچ برگى بر زمين نمىافتد مگر آنكه خدا از آن آگاه است؛ از افتادن آن، علّت آن، سمت و سو و جريان حركت آن و ...»
به همان سان كه «روزى»، از منبعى اخذ مىشود و از مسيرى عبور مىكند تا بهطالب و نيازمند آن برسد، مسدود شدن و منع آن هم بسته موانعى است. وقتى كهندانيم كه همه چيز روزى است و صاحب مجرا و مسير و باعث دارد، در انديشهحفاظت از روزى و دفع موانع و رفع عوامل مسدودكننده هم نمىافتيم. چنانكه، همه ما، در طول حيات، بسيارى از روزها و ارزاق را از دست مىدهيم و در حسرتشمىمانيم بىآنكه از علّت قطع آن بپرسيم.
در فرازى از دعاى رفيع كميل مىخوانيم:
«اللّهم اغفرلى الذّنوب الّتى تنزل النّقم، اللّهمّ اغفرلى الذّنوب الّتى تغيّرالنّعم، اللّهمّ اغفرلى الذّنوب الّتى تحبس الدّعا ...؛[٤] بار خدايا بيامرزبرايم گناهانى را كه فرو مىبارند بدبختى را، بارخدايا بيامرز برايمگناهانى را كه دگرگون مىسازند نعمتها را، بارخدايا بيامرز برايم گناهانىرا كه جلوگيرى مىكنند از دعا.»
درخواست كننده با زارى و ندبه از خداوند مىخواهد تا مجموعه موانع و مسدودكنندههاى روزى را از پيش رويش بردارد و گناهانى را بر او ببخشد كه او رامستحقّ رزق و روزى سخت، هلاكتبار و مسدودكننده دعا مىسازد.
بشر غافل، نابخردانه به دليل ابتلا به علوم تجربى، از منشاء و مبدأ و مجراىحقيقى روزى، چشم مىپوشد و عوامل اصلى قحطى و خشكسالى را ناديده مىگيرد وخود را در گرداب هلاكت مىافكند و حتّى گاه به زور و ضرب ابرهاى آسمانى را درهواى كسب روزى بارور مىسازد ...
سخن سوم: «متولى رزق»
از هر كه بپرسيد، دست كم زبانى اقرار مىآورد كه: «روزىرسان خداست.» او كهاز خزانه غيبى و حتّى از مسيرى كه بشر فكرش را هم نمىكند به او روزى مىدهد. چنانكه در آيه ٢ و ٣ سوره طلاق آمده است كه: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً، وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ؛ و هر كه از خدا بترسد براى او راهى براى بيرون شدن قرار خواهد داد، از جايى كه گمانش راندارد.»
در آيات ١٥ سوره فجر، خداوند پرده از راز نعمتها و