ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - اعجاز الهى پشتوانه قيام امام مهدى (ع)
متأسفانه «مسئله مهدويت» در طول تاريخ دستاويز حركتهاى انحرافى شده و ما شاهد مدعيان دروغين زيادى بوده، هستيم و خواهيم بود. چون مسئله مهدويت يك جريان زنده تاريخ است. به همين خاطر، به همان اندازه كه بايد ترسيم شخصيّت فردى و اجتماعى حضرت مهدى (ع) منطبق با قرآن و حديث باشد، چگونگى تحصيل ظهور و نوع حكومت آن حضرت (ع) نيز بايد دارى چنين ويژگى باشد.
از برداشتهاى سليقهاى و مغاير با قرآن و سنّت بايد پرهيز كرد امّا اين دليل نمىشود كه راه را براى ارائه تحليلها به خاطر زاويه ديد آنها بست. هرچند اگر [سخنى] ارائه مىشود نبايد خارج از دايره قرآن و سنّت يا در تعارض و تضاد با آنها باشد.
ظهور داراى علاماتى است: علايم حتمى و علايم غير حتمى. در مسئله ظهور بايد منتظر علامات حتمى كه در روايات آمده و همه نسبت به آن اتفاق نظر دارند، بود نه علامات غير حتمى، كه امكان دارد در هر عصرى تكرار شود. آنچه مىخواهم عرض كنم در خصوص نوع ظهور حضرت (ع) و تفاوت آن با ديگر پديدهها و اتفاقات تاريخى است. به زبان سادهتر پاسخ به اين پرسش كه ظهور و انقلاب حضرت ولى عصر (عج) از چه جنسى است؛ آيا مشابه آن در تاريخ وجود داشته است يا نه؟ اگر وجود داشته، در فهرست كدام خيزشها و انقلابها و حركتهاى تاريخ بشر مىباشد؟
وقايع، دگرگونىها، تحولات و انقلابهايى كه انسانها از روز نخست تا به امروز با آن رو به رو بودهاند؛ مانند بعثت پيامبران الهى، حكمرانى زمامداران، جنگها و صلحها، برخى از جمله بلاياى طبيعىاند؛ همچون زلزله و سيل. اين اتفاقات از دو حال بيرون نيست؛ يا اين اتفاقات عادى بوده يا غير عادى؛ اتفاقات عادى هم به دو دسته تقسيم مىشوند؛ قابل پيشبينى يا غير قابل پيشبينى. ما در زندگى خود و در رخدادهاى سياسى و اجتماعى، بسته به معلوماتمان و پيشنه ذهنى كه از رخدادهاى مشابه داريم، برخى از اين رخدادها و پديدهها را از قبل پيشبينى مىكنيم. مثلًا مىدانيم زندگى بر روى يك گسل يا يك خطّ زلزله- مانند اندونزى- به هر حال زلزلهاى در پى خواهد داشت. خراب شدن منازل عادى در يك زلزله شش ريشترى معمولى و عادى است و قابل پيشبينى يا شكست يك گردان پياده نظام با سلاحهاى سبك و بدون سلاحهاى ضدّ زره در مقابل يك لشكر مكانيزه تانك در يك منطقه مسطح قابل پيشبينى است. به اصطلاح امروز به روى كاغذ شكست گردان پياده نظام حتمى است، هم عادى و هم قابل پيشبينى. امّا يكبار خانههاى عادى در يك زلزله شش ريشترى خراب نمىشود يا يك گردان پياده بر يك لشكر زرهى پيروز مىشود باز هم عادى است امّا غير قابل پيشبينى. در همين زمان خودمان خيلى از چيزهاى غير قابل پيشبينى را ديديم؛ فروپاشى ابرقدرت شرق، سقوط صدام و ... چه كسى باور مىكرد ابرقدرتى با داشتن بمب اتمى با آن وسعت و قدرت، صدام با آن حمايتهاى بينالمللى از او سقوط كنند، عادى بود امّا غير قابل پيشبينى. چه كسى باور مىكرد يك عده جوان شيعه در جنوب لبنان كه نه پايگاهى در بين دولتمردان خود دارند و نه داراى حمايت خارجى هستند و از آن طرف همه دنيا به دشمنشان هر نوع كمك نظامى، تبليغاتى و رسانهاى حتّى همه كشورهاى عربى بدشان نمىآمد كه حزبالله سقوط كند. در چنين شرايطى ٣٣ روز مقاومت كنند و بعد هم پيروز شوند. اين اتفاق عادى بود امّا غير قابل پيشبينى. بهترين نمونه همين انقلاب اسلامى ايران بود. عادى امّا غير قابل پيشبينى. اين غيرقابل پيشبينىها گاهى پشتوانه امداد الهى دارد، امّا اين امداد الهى در مجراى طبيعى و رابطه علّى و معلولى حاكم بر جهان طبيعت اتفاق مىافتد كه ما هر يك به نوبه خود در زندگى فردى و اجتماعى، رخدادهاى سياسى و پديدههاى طبيعى شاهد آن بودهايم. تجلّى اين امداد در مقياس بزرگتر پيروزى انقلاب و مقاومت در برابر هجمههاى بزرگ است.
امّا منظور از [پديده] غير عادى، داشتن پشتوانه اعجاز است؛ رخدادهايى كه گرچه اين هم از نوع غير قابل پيشبينى محسوب مىشود و از اين به بعد با اتفاقات عادى نوع دوم اشتراك دارد امّا ماهيّتاً متفاوت است يعنى خارج از اراده مجراى طبيعى و رابطهاى علّى معلولى. درست مانند تفاوت عصاى حضرت موسى (ع) با سحر ساحران، تفاوت زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسى (ع) با معالجه بيماران توسط اطباى آن عصر و تفاوت قرآن كريم با كتابهاى ديگر.
مسئله ظهور حضرت مهدى (ع) اتفاقى غيرعادى و از نوع اعجاز است، نه امداد. اين اتفاق پشتوانه اعجاز دارد، همان گونه كه بعثت پيامبر اسلام (ص) داشت. انقلاب اسلامى نيز پشتوانه امداد الهى داشت. چه كسى باور مىكرد يك سيّد با دست خالى يكه و تنها قيام كند، در برابر دو ابر قدرت ايستادگى كند و بار ديگر نام و ياد خدا را در عرصه اجتماع و سياست در كلّ جهان زنده كند. كسى باور نمىكرد امّا پشتوانه او امداد بود؛ امداد الهى در مجراى طبيعى و رابطه على و معلولى حاكم بر جهان طبيعت. چه كسى باور مىكرد يتيمى با دستخالى به پ خيزد، نداى توحيد را سر دهد، بيش از همه پيامبران الهى اذيت شود و همه موانع راه جهانى شدن دين اسلام تا آخرالزّمان را بر دارد؟ اين امر غير عادى است و پشتوانه اعجاز دارد.
قيام حضرت مهدى (ع) و حكومت آن حضرت پشتوانه اعجاز دارد، يعنى از سنخ حركت انبيا است. اين قيام پشتوانهاى خارج از دايره رابطه علّى و معلولى حاكم بر جهان طبيعت دارد. هم قرآن و سنّت، هم عقل بر اين امر مهر تأييد مىزند. پشتوانه حركت حضرت مهدى (ع) در همه مراحل پشتوانه اعجاز دارد؛ هم در تأسيس حكومت، هم در تثبيت آن و هم در گسترش حركت توحيدى در جهان. و الّا چگونه مىشود ٣١٣ نفر بدون پشتوانه اعجاز و تنها بر پايه رابطه علّى و معلولى حاكم بر جهان طبيعت در زمانى كوتاه بر جهان حكمرانى كنند. اگر قرار باشد با سير طبيعى باشد، حداقل بايد اين افراد در بين مردم از پيش شناخته شده، مقبوليت يافته، قدرت مديريتى خود را به اثبات رسانده، بحرانها را مديريت كرده، بتوانند در مقابل دشمن و حركتهاى سياسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى به پيروزى برسند. خوب اين اقدامات زمان مىخواهد، ابزار مىخواهد، امكانات مىخواهد. بنابراين در يك سير طبيعى غيرممكن است كه همه اين اتفاقات در يك زمان كوتاه صورت بگيرد. پس حركت حضرت مهدى (عج) برخوردار از يك پشتوانه مستحكم و خللناپذير به نام اعجاز، از نوع اعجاز پيامبران است.