ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - «تيموتى فرنيش» كه بود و براى چه به ايران آمد؟
«تيموتى فرنيش» كه بود و براى چه به ايران آمد؟
اسماعيل شفيعى سروستانى
موضوع واقعى بودن واهمه «غرب و صهيونيسم» از شكلگيرى كانون قدرت مستضعفان در شرق اسلامى ديگر براى همه كسانى كه از كمترين اطلاعات و قدرت تحليل درباره «مواضع غرب و آمريكا در برابر ساكنان شرق اسلامى و به ويژه ايران اسلامى برخوردارند آشكار شده است. واقعيتى كه قريب به سى سال وضعگيرى غرب در عرصههاى سياسى، اقتصادى، نظامى، رسانهاى و امنيتى پشتيبان و مؤيد آن است.
اين واهمه در مرتبه اوّل و با عنوان «ترس از واقعهاى قريبالوقوع» متوجه احتمال شكلگيرى قدرتى بزرگ با مركزيت شيعهخانه امام زمان (ع) است؛ امرى كه پس از واقعه شريف انقلاب اسلامى و با عنايت آسمانى در وجوه مختلف علمى، اقتصادى، نظامى و سياسى همه عناصر جاذب قدرت در خود فراهم آورده است. در حالى كه، رويكرد اصول گرايانه و ضدّ استكبارى و ضدّ صهيونيستى آن در كنار حمايت از مستضعفان از آن نمونه و سرمشقى براى ساير اقوام طالب آزادى و رهايى از استكبار و استعمار الحادى ساخته است.
اين واهمه در جعل فرضيه «برخورد تمدنها» كه توسط ساموئل هانتينگتون ارائه شده به خوبى قابل شناسايى است. امّا، در مرتبه ثانى، اين ترس خود را با عنوان «ترس از واقعه شريف ظهور منجى موعود در شرق اسلامى» بارز مىسازد.
بيش از سه دهه از تمركز بنيادگرايان انجيلى، كه هماكنون بزرگترين كانون قدرت را در آمريكا از آن خود ساختهاند، بر موضوع جنگ آرمگدون و رويارويى نيروهاى خير و شر در فلسطين اشغالى مىگذرد؛ جريانى كه با عنوان «مسيحيان صهيونيست»، همواره نوك تيز حملات خود را متوجه جريان فكرى مهدوى و موعودگرا ساخته و با ارائه تصويرى غيرواقعى، ترسناك، ضدّ غرب، ضدّ بشر و تروريستى سعى در بسيج همه قواى سياسى، اقتصادى و نظامى آمريكا و انگلستان عليه ايران اسلامى (به دليل باور مهدوى جارى و سارى در آن) كرده است. به موازات اين جريان واقعى، بيش از پنجاه سال از ساخت و پرداخت صدها اثر سينمايى با موضوع و محتواى آخرالزّمان، ظهور منجى و ... مىگذرد در حالى كه عموم اين آثار به ظاهر سينمايى و هنرى، همه ساكنان نيمكره غربى را از ظهور پادشاه وحشت از شرق اسلامى (به روايت فيلم: مردى كه آينده را مىدانست) و انهدام تمدن