ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - «تيموتى فرنيش» كه بود و براى چه به ايران آمد؟
تكنولوژيك غربى توسط او و يارانش باخبر ساخته و از ضرورت مقابله تمام عيار با زمينهسازان ظهورش سخن به ميان آوردهاند.
بىگمان از همين روست كه در زمان حاكميت آقاى جورج دبليو بوش كميسيونى با رياست وى براى شناسايى حضرت صاحبالزمان (ع) و فرهنگ مهدوى جارى ميان شيعيان تأسيس و راهاندازى شد.
آثار تصويرى فراوانى كه از مصاحبهها و گزارشهاى پخش شده توسط شبكههاى تلويزيونى آمريكايى ضبط شده پرده از ميزان آگاهى، حساسيت و ترس غرب از ظهور منجى موعود و مقدس از شرق اسلامى برمىدارد. شايد تنها پيشگويىهاى «نوسترآداموس» كه به زبانهاى مختلف ترجمه شده و بارها دستمايه ساخت و پرداخت آثار سينمايى هاليوودى شده كافى باشد تا گردانندگان پشت پرده حكومت غرب براى اقدامى بازدارنده در پى شناسايى و رديابى اين منجى موعود يا به قول خودشان «پادشاه وحشت» باشند.
در جاى جاى اين پيشگويىها از ظهور مردى از نسل آخرين پيامبر در آخرالزمان از سرزمين عربى خوشبخت سخن به ميان آمده است.
مستندات زيادى وجود دارد كه اثبات مىكند مأموران امنيتى و نظامى آمريكايى و انگليسى در پوششهاى مختلف، طى يكى دو دهه اخير در پى شناسايى جريان فرهنگ مهدوى، فعالان اين حوزه و كسب اخبار احتمالى از محل استقرار، زندگى و آمد و شد حضرت صاحبالزمان (ع) بودهاند.
دستگيرى برخى چوپانان بىنواى عراقى از ميان صحارى، بازجويى ويژه از برخى دستگيرشدگان مانند بازجويى از مرحوم شيخ راغب حرب، گزارشهاى مستند تهيه شده توسط برخى خبرنگاران از مسجد مقدس جمكران و برخى مؤسسات فرهنگى مهدوى تنها نمونههايى از اين ماجراى دور و دراز است.
در بحبوحه جشن ميلاد حضرت صاحبالزمان (ع)، نيمه شعبان، به ناگهان سر و كلّه يكى از مشاوران و بازجويان ارتش آمريكا كه به دليل تسلطش به زبان عربى و تخصصش در حوزه فرهنگ مهدوى و موعودگرايانه مشهور است در ايران پيدا شد. بىآنكه كسى از او بپرسد در ايران چه مىكند و به دنبال چيست؟
آقاى «تيموتى فرنيش»Timothy Furnish با لباس مبدل و به عنوان بازرگان به اين ديار سفر نكرده بود بلكه او، با دعوت يكى از مؤسسات مهدوى و برگزار كننده همايشهاى بزرگ سالانه و با گذر از اتاق تشريفات استقبال فرودگاه امام خمينى وارد شد، در تمامى مدّت اقامت از مترجم مخصوص ايرانى بهره جست، در سالنى كه بزرگترين و مهمترين شخصيتهاى سياسى، مذهبى و نظامى ايران (جناب آقاى احمدىنژاد، حضرت آيتالله امامى كاشانى، حضرت آيتالله جنتى و ...) در آن گرد آمده و به ايراد سخنرانى پرداختند حضور يافت، مقاله ارسالى خود را كه به اقرار خودش پوششى براى حضور آزاد و رسمىاش بود قرائت كرد، به مسجد مقدس جمكران رفت، عكس و گزارش تهيه كرد و با بستههاى كادويى از طريق به طرف آمريكا پرواز كرد.
آقاى تيموتى فرينش، زبانشناس و بازجوى مسلط به زبان عربى، عضوArmy Intelligence است. بخشى از ارتش ايالات متحده كه مسئول جمعآورى اطلاعات تاكتيكى و عملياتى استراتژيك دقيق و مرتبط در سطح فرماندهان ارتش آمريكا است. پست دوم او در ارتش كشيش ياchaplain candidate است. وى پيش از اين كتابى با عنوان «مقدسترين جنگها» نوشت و در آن از مهدىهاى اسلامى، جهاد و اسامه بن لادن سخن به ميان آورد. مصاحبههاى او را در برخى سايتهاى اينترنتى مىتوان مطالعه كرد.
با اين مقدمه جاى آن است تا پرسيده شود:
- «تيموتى فرنيش» در ايران چه كرد؟ به كجا رفت و با خود چه برد؟
- آيا در هنگام ارسال دعوتنامه و بليط رفت و برگشت درباره او مطالعه لازم صورت پذيرفته بود؟
- آيا شايسته بود او، علىرغم سمت و وظيفهاش، در جمع مهمترين شخصيتهاى سياسى، مذهبى و نظامى ايران اسلامى قرار گرفته و به آزادى تمام انبوهى از عكسهاى گرفته شده از اماكن و اشخاص را تهيه و با خودش ببرد؟ او خود را يك «يانكى محافظهكار در بارگاه خمينى» معرفى مىكند.- چرا او، علىرغم موقعيتش در ارتش آمريكا، براى ورود به ايران هيچگونه احساس خوف و خطر نداشت؟
- آيا ارتباط او با مردان و زنان ساكن در تهران، قم يا ساير بلاد (و احتمالًا اشخاص نسبتاً مهم) قطع شده يا همچنان به رايزنى و كسب اطلاعات و القاى تمايلات مشغول است؟
- و بالاخره آيا ما به بيمارى توهم توطئه يا بدبينى و سوءظن افراطى گرفتار آمده و از آن بىخبريم؟
بارها اشاره كردهام كه هرگونه احساس امنيت تام در هنگامى كه «يهوديت صهيونيستى» چون دملى چركين در سرزمينهاى اسلامى حاضر است و غرب استكبارى با انگيزه تأسيس حكومت جهانى يهود از هيچ جنايتى عليه انسانيت، شرافت اخلاقى و مستضعفان جهان و به ويژه مسلمانان كوتاه نمىآيد براى ما و مردم ما و نظام اسلامى ما نوعى خامى تام است.
وظيفه پرسش از چند و چون ماجرا در عهده نگارنده و موعود نيست چنانكه جاى هيچ سرزنشى نيست چه، ايران شيعهخانه امام زمان (ع) است و حفاظت و حراست همهجانبه از آن در تكليف ماست. چنانكه هشدار و تنبيه در وقت احساس خطر در تكليف ماست.
«فرهنگ مهدوى» موضوع سادهاى نيست كه بتوان به راحتى كرانههاى آن را درنورديد و يا از آن پلى براى مقاصد فرعى و بىارزش ساخت. چنانكه اين فرهنگ سوژهاى رها مانده براى اطفاء هوسهاى صرفاً ادبى و ذوقى و حتى سياسى- اجتماعى نيست. حسن نيت برگزاركننده آن همايش سالانه مهدوى را پاس مىداريم و از دقت و ظرافت عملكرد دستگاههاى سياسى- اجتماعى كشور اطمينان داريم امّا، به عنوان عضوى از خانواده بزرگ مهدوى و فعّال در حوزه رسانهها ناگزير به ابراز همه دلمشغولىها و دلواپسىها هستيم و از همين رو همه عزيزان را به مراقبت مضاعف دعوت مىكنيم.