ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ضرورت ظهور براى تحقق هدف خلقت
معصوم وابسته است. لذا اينكه در علم اصول حتى اجماع علماى اماميه هم حجّت شمرده نمىشود- مگر اينكه كشف از قول معصوم بكند- براى اين است كه تا ما به راه معصوم نرسيم، نمىتوانيم هدف معصوم را پيدا بكنيم و امام (ع) آن حقيقت معصومى است كه خود، عين راه است و عصمت راه را كاملًا مىشناسد. راه معصوم است كه انسان را از خطا و لغزش نجات مىدهد. اگر ما بخواهيم هدف نورانى پيدا كنيم- نورانيتى كه در كتاب و سنت هم بيان شده- امّا آيا همه در فهم اين نورانيت يكسان و يك دستاند و اختلافى مشاهده نمىشود؟ همه اينها نشان مىدهد كه ما براى رسيدن به آن نقطه نورانى كه هدف و غايت آفرينش است، به امام معصومى نياز داريم و اگرچه وجود كتاب و سنت، ارسال رسل و انزال كتب، نقش دارند ولى تمام علت نيستند. تمامكننده علت آن كسى است كه بتواند نقش راه را كاملًا بيابد؛ معصومانه بيابد و معصومانه هدايت كند و در اين هدايت نيز انديشه و انگيزهاش از عصمت برخوردار باشد؛ كه اين شخص در عصر ما جز امام معصوم (ع) نخواهد بود. در هر عصرى هم اينگونه است. لذا انبياى الهى از يك سو، كتابهاى آسمانى از سوى ديگر همه در حال حاضر در جامعه ما حتى در حوزههاى مراجع و بزرگان ما وجود دارند ما در آنجا هم عصمت كه نمىبينيم؛ نياز خود آنها به معصوم به مراتب بيش از ديدگان است. در مقام كشف و راهيابى به حقيقت و راه، هميشه محتاج هستند. آنها در فهم يك فرع فقهى متوسل مىشوند، چه برسد به فهم سلسلهاى از معارف و احكام و حكم و اخلاق كه قدم به قدم احتياج به حجت معصوم هست.
\* يعنى مىفرماييد كه تنها راه در هر عصرى همان امام آن عصر است. يعنى وجود طريق اجتهاد و استنباط، ما را بىنياز از آن راه و امام عصر (ع) نمىكند؟
\* نخير، ما را بىنياز نمىكند. براى اينكه فقط امام عصر (ع) راه معصوم است و تنها او مىتواند راه معصوم را بيان كند. البته در عصر غيبت- به لحاظ مصالحى كه خداوند در جامعه اسلامى اراده كرده- امام عصر (ع) در پشت پرده غيبت است و ما از آنجا كه برگه اجتهاد را در دست داريم به نحوى از وجود شريف ايشان برخوردار هستيم، امّا اين نحوه برخوردارى، برخوردارى كامل نيست؛ مثل نور پس پرده ابر است. نورى كه از پشت ابر براى ما مىآيد ابهام و تاريكى دارد. حتى خود آقايان مراجع و بزرگانى كه صاحب علم و ملكه اجتهاد هم هستند در ارائه مطلب حق، همواره مىگويند كه «انشاءالله مُجزى است» اينطور نمىگويند كه اين، عين واقع است. يعنى آن چيزى كه ما بدان دست يافتيم و فهميديم از باب معذّريت و منّجزيت است نه از باب عصمت و يقين.
\* اگر ممكن است، ارتباط ميان ولايت امام عصر (ع) و «نورانى شدن» كه آن را غايت هستى و آفرينش انسان برشمرديد، بيان بفرماييد.
\* در پاسخ سؤال اول، بيان كرديم كه ما، سه محور داريم: هدف، راه و كسى كه ما را به راه و هدف آشنا كند و در راه و هدف قرار دهد. جايگاه ولايت در همين محور سوم است. يعنى كسى كه صاحب مقام ولايت است، قدرت فهم اين امر را دارد و مىتواند اراده الهى را محقّق و منجّز نمايد. خداوند اراده كرده امّا اين اراده چگونه بايد محقق شود؟ اگر كسى بخواهد مظهر اراده الهى باشد بايد مقام ولايت را داشته باشد. بدون ولايت كسى نمىتواند از اراده خدا و ظهور اراده حق در عرصه اجتماع سخن بگويد. خداوند هم در آن آيه شريفه آغاز بحث، فرمود: «... تا تو مردم را از ظلمات به سوى نور خارجسازى» ٦ و نفرمود ما اين راه را داديم تا مردم خود خارج شوند. نه! خروج مردم از ظلمات به سوى نور بدون ولايت (يعنى كسى كه از اراده حق برخوردار است و مىتواند آن را منجّز بكند) امكان ندارد. لذا اگر گفته شده كه امام عصر (ع) اراده حق را از طريق سنتهاى الهى و تحقق صراط مستقيم و هدف الهى محقق مىسازد، اين امر بدون برخوردارى انسان از حوزه ولايت امكان ندارد. ولىالله كسى است كه عبد محض الهى و فانى فى الله است و صرفاً آنچه را خداوند اراده كرده، در صفحه جانش نشسته و لاغير. ولىّالله كسى است كه در پى حق درمىآيد و هيچ توجهى نسبت به غير او ندارد؛ نه از نظر فكر و نه از نظر دل و انگيزه؛ چون چنين كرده و انديشه و انگيزه خود را از غير حق خالى نموده، جانش پاك و مظهر اراده خدا شده و ولىالله گرديده است. آن اراده مىتواند اهداف و راه را تحقق ببخشد.
\* سؤالى كه غالبا مطرح مىشود، اين است كه زمان ظهور امام زمان (ع) چه تفاوتى با شرايط كنونى خواهد