ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - استراتژى دشمنان در جنگ عليه امام مهدى (ع) مجتبى السادة
بين مىرود گويى كه اصلًا قبلًا چنان حس و شوقى براى ديدار وجود نداشته است. اينگونه عقيده مهدويت در دلها و جانهاى مردم مىميرد و همراه با آن اثر گذارى فرهنگ مهدويت نيز از جوامع اسلامى رخت برمىبندد.
٣. بهرهبردارى از برخى ابعاد فرهنگ مهدويت براى حمله به مرجعيت دينى شيعى: آنها اين كار را از طريق حمايت و پشتيبانى مدعيان بابيّت و ارتباط با امام (ع) انجام مىدهند.
مرجعيت دينى ملجأ اصلى مذهب شيعه و دژ مستحكم آن است. به همين دليل دشمنان پيوسته تلاش مىكنند به اين دژ مستحكم و سازشناپذير كه در برابر آنها سر تسليم فرود نياورده، ضربه بزنند. دشمنان از مسئله ارتباط و سفارت امام (ع) سوءاستفاده كردهاند تا به مرجعيت دينى شيعه ضربه بزنند. دكتر مايكل برانت مؤلف كتاب «توطئه براى جدايى اديان الهى» درمورد برنامههاى حساب شده «سازمان سيا» در آمريكا بر ضدّ شيعيان مىگويد: «در يكى از جلسات اداره اطلاعات كه با حضور مسئولان بلندمرتبه آن و با حضور نماينده اداره اطلاعاتى انگلستان- به دليل تجارب طولانى مدت آنها در كشورهاى اسلامى- برگزار شد، به يك نتيجه رسيديم و آن اينكه: به هيچ صورتى به طور مستقيم نمىتوان با مذهب شيعه رويارو شد و با آنها به جنگ پرداخت. شكست دادن شيعيان كارى است بىنهايت دشوار، به همين دليل بايد غير مستقيم و از پشت پرده به جنگ با آنها پرداخت. در اين راستا طرحها و برنامههاى دقيق و كامل زيادى براى طولانىمدت در نظر داريم. ما پس از مطالعات بسيار تصميم به ضربه زدن به مرجعيت دينى و تضعيف عقايد شيعه و فاسد كردن آن گرفتيم. ما متفقالقول شدهايم كه بايد مفاهيم و اصول آنها را تحريف كنيم، به گونهاى كه اشخاصى كه مذهب شيعه را مورد مطالعه و بررسى قرار مىدهند شيعيان را عدهاى نادان و خرافاتى ببينند. آنها با اين طرحها و برنامهها اميدوارند كه تا سال ٢٠١٠ م. به چنين هدفى در مورد شيعه برسند و شيعه را اينگونه بنمايانند».
شايد بر هيچ انسان آگاهى پوشيده نباشد كه دستان صهيونيسم و مزدوران آنها و مكر و حيله و بازىهاى آنها براى بدجلوه دادن عقيده مهدويت واقعى و تخريب آن تا چه اندازه مىتواند خطرناك باشد. اهميت و خطرناك بودن اين بخش از استراتژى دشمنان در اين موارد نهفته است:
١. به وجود آوردن مدعيان ارتباط و حمايت و پشتيبانى از آنها درحال حاضر.
٢. گسترش و ترويج خبر ارتباط آنها با امام (ع) در زمان غيبت كبرا؛ در اين حال اين اشخاص ادعا مىكنند از امام (ع) احكام شرعى و مسائل فقهى را كه عين حقيقت و درست است و با واقعيتى كه خداوند آن را اراده كرده، تطابق دارد، دريافت مىكنند. با پذيرش اين مطلب و ايمان به آن بايد از فقها و علما (مرجعيت دينى) اظهار بىنيازى كرد. زيرا مراجع تقليد بر اساس ظواهر امور (بر اساس اصول اجتهاد فقهى) رأى صادر مىكنند و نظر مىدهند؛ يعنى فتوا دادن بر اساس اصول اجتهادى انجام مىگيرد و فتواها ممكن است درست يا نادرست باشد، ممكن است با واقعيت مطابقت داشته باشد، ممكن است با آن تطابق نداشته باشد، يعنى اينگونه فتواها و احكام ظاهرى، گمانى نزديك به واقع است نه عين حقيقت. آنها مىخواهند بگويند با ظهور نماينده و شخص مرتبط با امام (مدعى سفارت يا نيابت) كه مستقيماً با معصوم در ارتباط است، اين مرحله به پايان رسيده است، درنتيجه چنين اشخاصى احكام و مسائل واقعى را كه مطابق واقعيت جامعه است، مستقيماً از امام مىگيرند و به مردم انتقال مىدهند و ديگر نيازى به مراجع تقليد و علما نيست.
در همين راستا، دشمنان از مدعيان ارتباط حمايت كرده و گروهها و جنبشهاى جديدى مانند «جماعة السفارة» در بحرين، «يمانىها» در عراق، «احمديه» پاكستان، «بابيت و بهائيت» در ايران و «قاديانيه» در هند را به وجود آوردهاند.
آنها با اين كار اقدام به تضعيف مرجعيت دينى و كم كم به مردم مىقبولانند كه ديگر نيازى به حضور چنين اشخاصى در جامعه نيست و از ابعاد اجتماعى، مالى و سياسى به آن حمله مىكنند و به همين دليل است كه اخيراً اقدام به گسترش و ترويج برخى انديشهها و ديدگاههاى ويرانگر مانند «بدعت تقليد، بدعت مرجع اعلى و بزرگ و ...» كردهاند، مسئله بسيار دردناك اين است كه دشمنان اين مأموريت را به خود مسلمانان واگذار مىكنند و آنها به نيابت از دشمنان اين كار را انجام مىدهند.
اينگونه، برخى در دام آنها مىافتند و برخى اشخاص متعصب و نادان از ميان مسلمانان، اين خدمت را به صورت مجانى به دشمنان تقديم مىكنند. اينگونه است كه برخى از اين اشخاص نادان با دشمنى و كينه زياد نسبت به مراجع تقليد بزرگ و ديگر علما، بدترين برچسبها را به آنها مىزنند و حتى گاهى اوقات خون آنها را نيز مباح مىدانند، زيرا اين دانشمندان و علما، مانع سختى براى دعوت و تبليغات آنها به شمار مىآيند و اگر علما و مراجع به دعوت آنها پاسخ مثبت دهند، همه مردم به تبع آنها به اينگونه اشخاص ايمان مىآورند. اينها درحقيقت همان خوارج دوران هستند.
هر يك از اين مدّعيان، خود را برتر از تمام مردم مىدانند و با تمام مراجع عظام دشمنى مىورزند، دقيقاً همانند خوارج كه حرقوسبن زهير پيشواى آنها بود و او خود را از پيامبر (ص) هم بالاتر مىدانست.