ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - ٥ دليل ارادته
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. ١٧
ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مىگوييم: «باش»، بى درنگ موجود مىشود.
نيز در سوره يس آيه ٨٢ آمده:
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.[١]
چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مىگويد: باش، پس (بىدرنگ) موجود مىشود.
از آن چه گذشت، مىفهميم دلالت ائمه معصومين و از جمله حضرت حجّت بنالحسن (ع) به اراده خداوند، كه يكى از شئون انبيا و اوصياى آنان است، مقامى است كه دسترسى به آن جز براى كسانى كه مصداق «وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ؛ نمىخواهند مگر آن كه خداوند مىخواهد»[٢] هستند ديگرى را نيست. آرى اين معصومين و اصفياى الهى هستند كه ظرف خواست خدا مىباشند.
و همان را مىخواهند كه معبود محبوبشان مىخواهد. بهترين تعبير در اين مورد در زيارت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) آمده:
خواست پروردگار در اندازهگيرى و تقدير كارهايش به سوى شما فرود مىآيد و از خانههايتان صادر مىشود.[٣]
و اين سخن را شرحى است كه «گفته آيد در مقام ديگرى».
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. براى آگاهى از آداب ظاهرى و باطنى زيارت و فوايد فرهنگى- اجتماعى بقاع متبركه ائمه معصومين، و توصيهاى كه در احاديث به زيارت آنان شده و پاسخ شبهات منكران زيارت و شرح درون مايه زيارتها رجوع كنيد به: شوق ديدار (مباحثى پيرامون زيارت)، محمد مهدى ركنى، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ چهارم، ١٣٨١.
[٢]. رك: سوره آل عمران (٣)، آيات ١٦٩- ١٧٠.
[٣]. راضى، ابوالفتح رازى، روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن، تصحيح دكتر محمد جعفر ياحقى- دكتر محمد مهدى ناصح، ج ١٦، ص ٢٣٤
[٤]. طباطبائى خ، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن ج ١٧، ص ١٥٩.
[٥]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، قم، تاريخ مقدمه خرداد ١٣٦٤، ١٩/ ١٤٥.
[٦]. اين سه مورد عبارت است از: سوره بقره (٢)، آيه ٢٤٨: فيه سكينه من ربّكم و بقيه مما ترك ال موسى و آل هرون: در آن [تابوت] آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازماندهاى [بقيه] از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهادهاند، (قرآن مجيد، ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند). «بقيه» در آيه نامبرده يادگار نفيس بر جا مانده از خاندان موسى و هارون است. (رك: تفسير نمونه، ج ٩ ص ٢٧٦). مورد دوم «بقيه» در سوره هود آيه ٨٦ آمده كه مورد بحث است. ديگر سوره هود آيه ١١٦ و تعبير «اولوابقية» است كه در متن مقاله توضيح داده شد.
[٧]. رك: عبدالجليل عيسى (شيخ كليّنى اصول الدين و اللغة العربية بالازهر)، المصحف الميّسر، دارالكتاب المصرى- دارالكتاب اللبنانى، الطبعة السابعة، ١٤٠٧، ص ٣٠١. براى ملاحظه نظر ديگر مفسران از شيخ طوسى و طبرسى و فيض كاشانى درباره «بقيت الله/ بقيةالله». رك: بهاءالدين خرمشاهى، قرآن كريم، با ترجمه و توضيحات، انتشارات نيلوفر- جامى، تهران، ١٣٧٤، ذيل آيه ٨٦ سوره هود.
[٨]. على تاجدينى، فرهنگ جاودان الميزان، نشر مهاجر، تهران، ١٣٨٢.
[٩]. ابوالقاسم حسين بن محمد المعروف بالراغب الاصفهان، المفردات فى غريب القرآن، تحقيق و ضبط محمد سيد گيلانى، المكتبة المرتضوية.
[١٠]. محمدبن يعقوب الكينى، الاصول من الكافى، دارالكتب الاسلاميه، مطبعة الحيدى، طهران، ١/ ١٦، ضمن حديثى طولانى كه حضرت موسى بن جعفر (ع) اهميت و شرف «عقل» را با استشهاد به آيات قرآن بيان مى فرمايند، به هشام بن حكم كه مخاطب راوى خبر است مىفرمايند: يا هشام! انّ الله على النّاس حجّتين: حجّة ظاهرةً و حجّة باطنه. فأمّا الظاهرة فالرّسول و الانبياء و الائمه و امّا الباطنة فالعقول.
[١١]. همان، باب «انّ الحجة لا تقوم لله على الا خلقه بالامام»، ص ١٧٧؛ و «باب انّ الارض لا تخلو من حجة». سومين حديث اين باب تصريح مىكند كه همواره بر زمين بايد حجت خدا باشد تا حلال و حرام را معرفى كند و مردم را به راه خداى تعالى بخواند.
[١٢]. صفىپور، عبدالرحيم، منتهى الارب فى لغةالعرب، كتابفروشى اسلاميه- ابن سينا، ١٣٧٧ ق.
[١٣]. غياث الدين محمد رامپورى، غياث اللغات به كوشش محمد دبير سياقى، كانون معرفت، تهران.
[١٤]. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، ترجمه منصور پهلوان، سازمان چاپ و نشر دارالحديث، قم، ١٣٨٠، ج ١، ص ٧.
[١٥]. همان، ج ١، ص ٩.
[١٦]. الاصول من الكاف، باب الارادة من صفات الفعل و سائر صفات الفعل، ج ١، ص ١٠٩، حديث ٣.
[١٧]. براى ملاحظه آراى مختلف درباره چگونگى انتساب ااراده و سمع و بصر به حق تعالى و شرح حديثى در اين باره از اصول كافى رك: امام خمينى (ره)، شرح چهل حديث (اربعين حديث) چاپ دوازدهم، ١٣٧٦، ص ٦١٢- ٦١٤.
[١٨]. ترجمه آيات از: محمد مهدى فولادوند، قرآن مجيد، تحقيق و نشر دارالقرآن الكريم، چاپ سوم، دى ماه ١٣٧٦.
[١٩]. سورهالانسان (٧٦)، آيه ٣٠: «و ما تشاءون الّا أن يشاءالله انّ الله كان عليماً حكيما»
[٢٠]. شيخ عباس قمى، مفاتيحالجنان، مقصد سوم، زيارت حضرت سيدالشهدا (ع)، زيارت اول، انتشارات اسلام، ص ٦٩٠.