ماهنامه موعود
(١)
شماره شصت و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
اى دوست مخلص!
٢ ص
(٤)
غزلى از حافظ
٣ ص
(٥)
سرمقاله
٤ ص
(٦)
از ميان خبرها
٦ ص
(٧)
با موعود در جشن ميلاد
٦ ص
(٨)
جشنواره طليعه ظهور
٦ ص
(٩)
دكترين مهدويت
٧ ص
(١٠)
هشتمين گفتمان سالانه مهدويت برگزار مى شود
٧ ص
(١١)
نخستين جشنواره ملى و بين المللى انتظار برگزار مى شود
٧ ص
(١٢)
دهه مبارك مهدويه
٧ ص
(١٣)
گلبانگ
٨ ص
(١٤)
محراب جمكران
٨ ص
(١٥)
غنچه نرگس
٨ ص
(١٦)
نگاه آشنا
٩ ص
(١٧)
گل ياسين
٩ ص
(١٨)
روشن شدن زمين به نور امام
١٠ ص
(١٩)
هداياى شيعيان
١٥ ص
(٢٠)
دلبر اگر هزار بود
١٦ ص
(٢١)
اهل بيت مشتاق ديدار مهدى (ع)
٢٠ ص
(٢٢)
امكان ديدار
٢١ ص
(٢٣)
نفى نيابت
٢٢ ص
(٢٤)
امكان زيارت
٢٢ ص
(٢٥)
انواع ديدار
٢٢ ص
(٢٦)
بركات ديدار امام (ع)
٢٣ ص
(٢٧)
نجات از مرگ حتمى
٢٥ ص
(٢٨)
منجى موعود در كتاب هاى مقدس
٢٦ ص
(٢٩)
الف) كتاب اوپانيشاد
٢٦ ص
(٣٠)
ب) كتاب باسك
٢٦ ص
(٣١)
ج) كتاب پاتيكل
٢٦ ص
(٣٢)
د) كتاب وشن جوك
٢٧ ص
(٣٣)
ه-) در كتاب ديد
٢٧ ص
(٣٤)
و) كتاب دادتگ
٢٧ ص
(٣٥)
ز) كتاب ريك ودا
٢٧ ص
(٣٦)
ح) كتاب شاكمونى
٢٧ ص
(٣٧)
كتاب تورات
٢٨ ص
(٣٨)
الف) زبور داوود
٢٨ ص
(٣٩)
ب) كتاب اشعياى نبى
٢٨ ص
(٤٠)
ج) كتاب بوئيل نبى
٢٨ ص
(٤١)
د) در كتاب زكرياى نبى
٢٩ ص
(٤٢)
ه-) كتاب حزقيال نبى
٢٩ ص
(٤٣)
و) كتاب حجى نبى
٢٩ ص
(٤٤)
ز) كتاب صفيناى نبى
٢٩ ص
(٤٥)
ح) كتاب دانيال نبى
٣٠ ص
(٤٦)
كتاب انجيل
٣٠ ص
(٤٧)
الف) انجيل متّى
٣٠ ص
(٤٨)
ب) انجيل مَرْقُس
٣١ ص
(٤٩)
ج) انجيل لوقا
٣٢ ص
(٥٠)
ه-) انجيل يوحَنّا
٣٢ ص
(٥١)
مكاشفه يوحَنّا
٣٢ ص
(٥٢)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(٥٣)
براى امام عليه السلام
٣٤ ص
(٥٤)
قصه هاى خوب
٣٥ ص
(٥٥)
امانتدارى
٣٥ ص
(٥٦)
درست گفتن
٣٥ ص
(٥٧)
وفا دارى و جفا كارى
٣٥ ص
(٥٨)
ماه
٣٦ ص
(٥٩)
پيشانى بند
٣٨ ص
(٦٠)
اگر هركدام از ما
٣٩ ص
(٦١)
بهترين مهمان
٤٠ ص
(٦٢)
كاش تو را شناخته بوديم
٤١ ص
(٦٣)
خلوت خيال
٤٢ ص
(٦٤)
بايد بتابى
٤٢ ص
(٦٥)
نسيم
٤٣ ص
(٦٦)
تو اى تنها وارث
٤٤ ص
(٦٧)
مهم ترين درس از نامه هاى شريف
٤٦ ص
(٦٨)
1 فرمايش امام در زمان غيبت صغرى
٤٧ ص
(٦٩)
2 نامه مبارك امام زمان خطاب به شيخ مفيد در زمان غيبت كبرى
٤٧ ص
(٧٠)
رجعت كنندگان
٤٩ ص
(٧١)
معرفت امام زمان علم امام
٥٠ ص
(٧٢)
5 اعتقاد به جايگاه علم الهى امامان
٥٠ ص
(٧٣)
6 اعتقاد به مفسران وحى بودن امامان
٥٢ ص
(٧٤)
نبرد آخرالزمان
٥٤ ص
(٧٥)
اشاره
٥٤ ص
(٧٦)
قرقيسيا
٥٤ ص
(٧٧)
1 موقعيت جغرافيايى قرقيسيا
٥٤ ص
(٧٨)
2 پيشگويى روايات درباره قرقيسيا
٥٤ ص
(٧٩)
3 نبرد بزرگ قرقيسيا
٥٤ ص
(٨٠)
4 انگيزه رويارويى و درگيرى
٥٥ ص
(٨١)
5 زمان جنگ
٥٥ ص
(٨٢)
6 طرفين درگير در قرقيسيا
٥٥ ص
(٨٣)
7 پيروز ميدان قرقيسيا
٥٥ ص
(٨٤)
8 تعداد كشته ها و سرانجام آن ها
٥٥ ص
(٨٥)
9 نحوه جنگيدن در قرقيسيا
٥٦ ص
(٨٦)
10 زمينه سازى براى قرقيسيا
٥٦ ص
(٨٧)
11 ميزان احتمال وقوع نبرد قرقيسيا
٥٦ ص
(٨٨)
12 آثار پيشينى قرقيسيا
٥٦ ص
(٨٩)
آرماگدون
٥٦ ص
(٩٠)
1 موقعيت جغرافيايى آرماگدون
٥٦ ص
(٩١)
2 پيشگويى ها درباره آرمگدون
٥٦ ص
(٩٢)
3 نبرد بزرگ آرماگدون
٥٧ ص
(٩٣)
4 انگيزه درگيرى و رويارويى
٥٧ ص
(٩٤)
5 زمان وقوع نبرد آرماگدون
٥٧ ص
(٩٥)
6 طرفين درگير در آرماگدون
٥٨ ص
(٩٦)
7 پيروز ميدان آرماگدون
٥٨ ص
(٩٧)
8 تعداد كشته ها و سرانجام آن ها
٥٨ ص
(٩٨)
9 شيوه جنگيدن در آرماگدون
٥٨ ص
(٩٩)
10 زمينه سازى براى آرماگدون
٥٨ ص
(١٠٠)
11 عوارض اعتقاد به آرماگدون
٥٨ ص
(١٠١)
12 ميزان احتمال وقوع آرماگدون
٥٨ ص
(١٠٢)
معرفى كتاب
٦٠ ص
(١٠٣)
بخش اول نشانه ها و مقدمات ظهور
٦٠ ص
(١٠٤)
بخش دوم حوادث مربوط به ظهور و برپايى دولت جهانى تا وفات امام مهدى (ع)
٦١ ص
(١٠٥)
دجال از نگاهى ديگر
٦٢ ص
(١٠٦)
نظريه
٦٢ ص
(١٠٧)
1 انسان يك چشم
٦٢ ص
(١٠٨)
2 يك چشم در وسط پيشانى اوست
٦٣ ص
(١٠٩)
3 يك چشم او مثل ستاره مى درخشد
٦٣ ص
(١١٠)
4 سوار بر خرى است كه
٦٣ ص
(١١١)
5 بين دو گوش خر او يك ميل راه است
٦٣ ص
(١١٢)
6، 7 داخل درياها مى شود و زمين زير پاى او درهم نورديده مى شود
٦٣ ص
(١١٣)
8 جلوى او دود و آتش است
٦٣ ص
(١١٤)
9 پشت سرش چيزى است كه مردم آن را نان مى بينند
٦٣ ص
(١١٥)
10 از سر هر موى او سازى بلند است
٦٣ ص
(١١٦)
11 خرما دفع مى كند
٦٣ ص
(١١٧)
12 اغلب طرفدارانش يهوديان و زنازادگانند
٦٣ ص
(١١٨)
13 مردم در زمان او به دو دسته تقسيم مى شوند عده اى براى دين و عده اى براى دنياى خود عزا دارند
٦٣ ص
(١١٩)
14 دجال در لغت به معنى بسيار فريبنده است
٦٣ ص
(١٢٠)
عمليات مسلم بن عقيل
٦٤ ص
(١٢١)
نماز حضرت صاحب الزمان (ع)
٦٥ ص
(١٢٢)
گل نرگس
٦٦ ص
(١٢٣)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٠ ص
(١٢٤)
چند نكته
٧٠ ص
(١٢٥)
1 گزارش گزارش گر
٧٠ ص
(١٢٦)
2 دخت يشوعا
٧٠ ص
(١٢٧)
3 پدر يشوعا كيست؟
٧١ ص
(١٢٨)
4 مبادله اسرا
٧٢ ص
(١٢٩)
6 آزادى زندانيان
٧٣ ص
(١٣٠)
6 ترديد چرا؟
٧٣ ص
(١٣١)
7 پيرامون رؤيا
٧٣ ص
(١٣٢)
8 شمعون، جد اعلاى نرجس خاتون
٧٣ ص
(١٣٣)
هديه عمل صالح
٧٥ ص
(١٣٤)
صلوات خواجه نصير
٧٦ ص
(١٣٥)
با خانواده موعود
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - روشن شدن زمين به نور امام

مرتبه از تمام دنيا مى ارزد.»

مرد گفت: «يابن رسول الله پس چگونه مى توانم آن كه ارزش كمترى دارد را انتخاب كنم؟ بلكه ارزشمندتر را انتخاب مى كنم، يعنى آموختن علمى كه با آن بر دشمن خدا پيروز شده و از دوستانش حمايت كنم.»

امام حسن مجتبى (ع) فرمودند: «خوب انتخاب كردى.» آن گاه، هم آن علم را به او آموخت و هم بيست هزار درهم را به او بخشيد. آن مرد نيز به ديار خود بازگشت و آن ناصبى را محكوم كرد. هنگامى كه آن مرد دوباره به محضر امام رسيد، امام حسن (ع) به او فرمود:

اى بنده خدا، كسى مثل تو سود نبرد و هيچ كس همانند تو براى خودش دوستى نخريد؛ اولًا محبت خدا، ثانياً محبت محمد (ص) و على (ع)، ثالثاً محبت خاندان پيامبر (ص)، رابعاً محبت ملائكه مقرب پروردگار و خامساً محبت برادران مؤمنت را كسب كردى. و به تعداد هر مؤمن و كافرى چيزى به دست آوردى كه هزار مرتبه از دنيا ارزشمندتر است، پس گوارايت باد.[١]

اين است بهاى حيات بخشيدن به نفوس و جان ها در مفهوم قرآنى. اما مهم اين است كه بدانيم با چه چيزى دل ها زنده مى شود تا جان و دل خود و ديگران را بدان حيات بخشيم؟ دل هاى مردم با جهاد در مقابل خواسته هاى نفسانى، آماده دريافت فيض و عطاى الهى مى گردد. و مهم ترين واجبات شما طبقه علما و فضلا اين است كه از اين فرصت در جهت زنده كردن دل هاى مردم استفاده كنيد. و از اهمّ مصاديق زنده كردن دل ها، شناساندن عقايد اسلام به خصوص امام زمان (ع) به مردم است. و دليل اين مطلب حديث صحيحى است كه از رسول خدا (ص) به ما رسيده است:

من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتةً جاهليّةً.[٢]

هر كس بميرد در حالى كه امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.

بنابراين احياى نفوس در اين عصر، شناخت امام عصر (ع) و شناساندن آن به مردم و ايجاد ارتباط بين يتيمان آل محمد (ص) و اين پدر محجوب و غايب از نظر است؛ زيرا كه ارتباط با خداى متعال جز از طريق ارتباط با اهل بيت (ع) محقق نمى شود. و ارتباط با وجود دهنده، جز از طريق ارتباط با واسطه وجود تحقق نمى يابد و هنگامى كه مى خواهيم شخصيت ايشان را بشناسيم، عقول ما از كار مى افتد و راه به جايى نمى برد و چگونه اين طور نباشد در حالى كه امام رضا (ع) در وصف ايشان مى فرمايد:

بأبى و أمّى سمىّ جدّى، شبيهى و شبيه موسى بن عمران، عليه جيوب‌[٣] النّور تتوقّد بشعاع ضياء القدس.[٤]

پدر و مادرم به فدايش، نام جدّ مرا دارد، شبيه من و شبيه موسى بن عمران است، بر او جامه ها (نوارهايى) از نور است كه از فروغ روشنايى قدس مى درخشد.

اين ها اوصافى است كه عقل را به حيرت و شگفتى مى اندازد. كما اين كه در وصف حضرت مسيح (ع) اين تعبير به كار رفته است:

عليه جلابيب‌[٥] النّور؛

بر تن او لباس هايى از نور است.

آن جا كه امام رضا (ع) در مناظره با علماى مسيحى خطاب به جاثليق فرمودند:

اى نصرانى! آيا كتاب اشعياى نبى (ع) را خوانده اى؟

پاسخ گفت: «حرف به حرف آن را مى دانم.»

آن گاه به آن دو مسيحى فرمود:

آيا اين سخن وى را به ياد داريد كه: اى قوم من سيماى سوار بر الاغى را مى بينم كه جلباب هايى از نور پوشيده و سيماى شترسوارى را نيز مى بينم كه نورش همچون نور ماه است.

آن دو مسيحى پاسخ دادند: «بلى اشعيا (ع) همين را گفته است.»

امام رضا (ع) فرمودند:

اى نصرانى آيا اين سخن حضرت عيسى (ع) را نيز در انجيل خوانده اى كه گفته: من به سوى پروردگارتان و پروردگار خويش مى روم و با رقليط (احمد) خواهم آمد و اوست كه به حق برايم شهادت مى دهد همان طور كه من شهادت دادم ....[٦]

لكن وصف امام مهدى (ع) بليغ تر از آن است:

عليه جيوب النور تتوقّد بشعاع ضياء القدس!

با اين وجود نمى توانيم به حقيقت جلابيب نور بر عيسى (ع) و جيوب نور بر امام مهدى (ع) پى ببريم.

احاديث اهل بيت (ع) گوهرهاى پنهانى هستند و تاكنون به اين گنج هاى معرفت خداى تعالى و معرفت وسايط فيض ايشان (ع) دست نيافته ايم؛ زيرا نيل به اين گنج ها امرى دشوار است كه با بحث و تعمق فكرى همانند ساير علوم، حاصل نمى شود بلكه عطاى الهى است كه به هر كدام از بندگانش كه بخواهد، مى بخشد.

به راستى كه شناخت ولى الله الاعظم (عج) احتياج به اين دارد كه خواصّ علماى باتقوا به اين كار كمر همت ببندند، كسانى كه سال هاى طولانى مشغول معالجه مشكلات و مسائل فكرى بوده اند و عبارت هاى معصومين (ع) را كه در دعاها و زيارت ها آمده، مورد مطالعه و دقت قرار داده اند و گنج هاى معارف آن را استخراج كرده اند. چه بسا فراوان اين عبارت دعاى ندبه را خوانده باشيم:

بنفسى أنت من عقيد عزٍّ لايسامى.

جانم به فداى عزتمندى كه همطرازى ندارد.

اما چقدر براى فهم معناى آن فكر كرده ايم؟ بسيار اندك.