ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - عمليات مسلم بن عقيل
عمليات مسلمبن عقيل
در شب جمعه هشتم مهرماه سال ١٣٦١، در منطقه غرب، بخش سومار، «عمليات مسلم بن عقيل» با حضور شهيد محراب- آيت الله شيخ عطاءالله اشرفى اصفهانى- و تنى چند از شخصيت هاى كشورى و لشكرى و وزرا آغاز شد. در اين عمليات كه در منطقه عملياتى غرب كشور بى سابقه بود عده زيادى از مزدوران بعثى كشته، زخمى و يا اسير شدند. قبل از آغاز عمليات، شهيد محراب با امام امت (ره) ملاقات و گفت وگو كرده بودند.
روز قبل از عمليات گروهى از فيلمبرداران به منزل ايشان آمده بودند تا فيلمى از زندگيشان تهيه كنند. آن فيلمبردارى هفت ساعت طول كشيد و ايشان بى نهايت خسته شدند. پس از فيلمبردارى تلفن به صدا درآمد؛ معلوم شد قرار است همان شب، عمليات شروع شود. فرماندهان منتظر آيت الله اشرفى بودند. در آن لحظه، كه نه محافظين و نه وسيله نقليه ايشان در دسترس بود با اتومبيل پيكانى كه مربوط به قرار گاه بود به سوى محل هليكوپتر راهنمايى شدند و به قرارگاه عمليات، نزديك شهر سومار آمدند. عمليات مسلم بن عقيل در شب جمعه با قرائت «دعاى كميل» و «دعاى توسل» در ساعت دوازده شب شروع شد ....
ايشان شروع به خواندن دعاى كميل كرد، در حالى كه هوا متغير بود و قطرات باران رزمندگان را نوازش مى داد ماه هم گاهى خودنمايى مى نمود. در اثناى خواندن دعا آيت الله اشرفى خطاب به رزمندگان اسلام فرمودند:
بوى مشك فضا را پر كرد، از قدم امام زمان (ع) است و به طور قطع و مسلم امام عصر (ع) در اين محل تشريف دارند.
عجيب آن كه بعضى از حضار نيز آن بوى خوش را احساس كرده بودند و مى گفتند، ما تا پايان آن شب آن بوى خوش را استشمام كرديم و بعضى مى گفتند ما فقط يك لحظه متوجه شديم و ديگر چيزى نفهميديم.
آيت الله اشرفى آن گاه در ساعت دوازده شب به دعاى توسل مشغول شدند و براى رزمندگان اسلام پيروزى را از خداوند طلب كردند.
دو روز از عمليات مسلم بن عقيل مى گذشت. يكى از برادران پاسدار كه در «عمليات فتح المبين» مجروح شده و از حضرت رضا (ع) شفا گرفته بود براى مرتبه دوم در عمليات مسلم بن عقيل شركت كرده و بر اثر موج انفجار در بيمارستان به سر مى برد. او پس از بهبودى با وضع عجيب و غيرقابل وصفى به قصد ملاقات با آيت الله اشرفى به منزل ايشان آمد. وقتى چشم اين برادر پاسدار به ايشان افتاد ناگهان ناله اى زد و آهى كشيد، سپس صداى گريه اش بلند شد و پس از لحظاتى آرام گرفت و رو كرد به آقاى اشرفى و اظهار داشت: «من شب عمليات مسلم بن عقيل، امام زمان (ع) را در خواب ديدم و آن حضرت به من پيغامى دادند و فرمودند اين پيغام را به آقاى اشرفى بده و سفارش كن كه ايشان در نماز جمعه به مردم بگويد. متن پيام حضرت اين بود كه:
داستان شما رزمندگان اسلام مانند داستان آن هايى است كه خداوند در سوره انفال، آيات ٨ تا ١٢ بيان فرموده است:
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ\* إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ\* إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ.
(و به ياد آوريد) هنگامى را كه پروردگار خود را به فرياد مى طلبيديد، پس دعاى شما را اجابت كرد كه: «من شما را با هزار فرشته پياپى يارى خواهم كرد.» و اين (وعده) را خداوند جز نويدى (برايتان) قرار نداد و تا آن كه دل هاى شما بدان اطمينان يابد و پيروزى جز از نزد خدا نيست كه خدا شكست ناپذير و حكيم است.
اين آيات در رابطه با داستان «جنگ بدر» است كه اولين